انگار میدان است! دلم را می گویم… هر که از راه می رسد، دورش می زند!
مگه میشه؟ دلی را بشکونی! و تاوان ندی؟
دل نبند... به آدمی که وقتی دورش شلوغ شد هم خودش رو گم می کنه هم تو رو
از دریا آموختم هر که از حدش گذشت غرقش کنم...
دل کندن اگر آسان بود فرهاد کوه نمی کند/ دل میکند...
ترک ما کردی... ولی با هر که هستی یار باش
نمی بخشمت ولی فراموشت می کنم همیشه به همین سادکی از آدمای بی ارزش می گذرم
چه درد بی درمانیست وفاداری به خائن صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل
آن قدر دوستت دارم بافته ام که این زمستان سرما نخوری...!
فردا به خودم خواهی رسید حال و روزت دیدنیست …
اینجا زمین است ، زمین گرد است ! تویی که مرا دور زدی
جای قول و قرارهایمان امن است ، زیر پاهای تو !
نمی بخشمت به خاطر زخمی که با خیانت بر وجودم تا ابد نشاندی
اشتباه تو تنها به دام انداختن کبوتر نبود ! تو گندم را بی اعتبار کردی …
بدان برگ برنده ات سادگیم نبود … دلم بود !
مَردایِ واقعی تنها به یِک دُختر تعلق دارند...️
️من از تمام دنیا ️یک * تو * دارم
هر آدم گلی دوست دارد و من دلم را به گل های پیراهنت دوخته ام
نقطه ی امنِ جهان شیبِ کمِ شانه ی توست ....
خوشتر از نقش در عالم تصویر نبود
تو بلدی چیکار کنی تا صدای خنده هام تا آسمونم بره
گر چاره تویی بیچاره منم جآنا
در هیاهوی شهر هم غرقِ آرامش تو ️ام
برای داشتنت دلی را به دریا زدم که از آب میترسید...