در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست، پس برخیز تا چنین مردمی بگریند …
دخترم لبخندت اوج رویای من است
به کسی ندارم الفت ز جهانیان / مگر تو اگرم تو هم برانی سر بی کسی سلامت
تو در مسیر طلوعی و من اسیر غروب چه اختلاف بزرگی کجا به برسیم
روز دخمل مبارک
باید از سمت خدا معجزه نازل بشودتا دلم باز دلم باز دلم دل بشود
زیاد باشی زیادی میشی
با چشمای خیس ایموجی خنده نفرستادی تا بدونی دنیا دست کیه رفیق...!!
نیفتاد مثل پاییز آن اتفاق زرد او سبز بود و گرم
با رفتنت زود تر از هر کس به پاییز رسیدم
پاییز دلتنگ ترین دختر سال است که بغضش زیر پای آدمهای تنها می شکند...
من پاییز را خوب میشناسم تنها که باشی باختی...
کمی از پاییز یاد بگیر! دارد می آید... *تو * قصدش را هم نداری...!
قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می گریند
یکی باشه که تو چشاش زل بزنی و بگی خیلی خوشبختمکه *تو *رو دارم.
نیست مرا جز تو دوا ای تو دوای دل من
بدون تو شبا همش خرابه حالم
زمین ما آینده ی ما our planet our future
چه حکایت عجیبی است هوای پاییز! تنها را تنهاتر می کند و عاشق را عاشق تر
به تو ثابت خواهم کرد که *عشق* تواناترین خدایان است
خستهام بس که دلم را به دری بسته زدم لعنتی! عشق تو دروازهی عابدزاده است!
چشمهای آبیاش بر من هجوم آورده بود حملۀ سرخی تدارک دیدم و بوسیدمش
لطف کن لبهای خود را بیش از این قرمز نکن رحم کن بر این دل ویران استقلالیام …
شال آبی روی سر، با رژ قرمز بر لبت، مثل دربی نازنین، امشب مساوی کردهای