مرغ دلم پر می کشد اندر هوای دیدنت آرام جان باز آ، که من مشتاق آن خندیدنت
اینجا همه دلتنگند نمیدانم آنها که دل برایشان تنگ است؛ کجایند...
سهم ما در وسط معرکه ی عشق چه بود؟ غم و دلتنگی و حسرت، همه یک جا با هم
دلتنگی نام دیگر این روزهاست وقتی از این همه رهگذر یکی تو نیستی
چقدر سرد است! وقتی… دلتنگتم و نیستی
پشت هر دلتنگی یه بیمعرفته که کلی از روزهای خوب رو فراموش کرده...
رفت دلتنگی جا ماند عادت می کنم به یادگاری ش
زندگی بی عشق جهنم است آسمان بی خورشید شب است اما من بی«تو» نامی نخواهم داشت...
من بی تو در غریب ترین شهر عالمم بی من تو در کجای جهانی که نیستی؟
جمعه باشد تو نباشی و خزان باشد و من چه کشنده است فدای تو شوم، رحمی کن
یکی اینجا دلش تنگ است ! آنجا را نمیدانم !
روزهاى خوب و بدى باهم داشتیم که بیشترشان خوب بود؛ من تمامِ آن روزها را میبوسم ...
دلتنگم نه برای تو ... دلم برای خودم تنگ شده برای مَنِ کنارِ تو ...
دنیا به وسعت قفسی تَنگ می شود وقتی دلت برای کسی تنگ می شود
دلتنگی، دقیقا همان بخشی از عکس است که بریده نشده، برای کسی که بریده شده است.
آفرینش پاسخ کدام دلتنگی خدا بود کدام تنهایی که در جهان ما جا ماند
پایدار است سامانه دلتنگی تا آمدنت
شاید هم جنسِ دلِ من مرغوب نیست ... که انقدر زود به زود برایت تنگ می شود!
دلتنگی پا به سن گذاشته است حرمت دارد تمامِ دوست داشتنت هایت، نرو....
هر کجا هستی خودت را زودتر برسان این زمستان بدون تو هیچ بوی بهار نمیدهد...
زمستان تن پوش سپیدی ست برای پوشاندن دلتنگی هایم
پالتو گرمم نخواهد کرد.. آه جای دستش توی جیبم خالی است
هیچکس نمیفهمد غربی ترین ناحیه ی قلبم بِرمودایِ دلتنگیِ توست
برای گریز از دلتنگیِ شب کجا باید رفت..؟! این آسمان همه جایش یک رنگ است