متن اشعار حجت اله حبیبی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات اشعار حجت اله حبیبی
در سایه ی درخت
با شاخه های بید
رؤیا می بافم
برای پرنده .
برای تو
نمی نویسم
می سرایم
باران را
وقتی بی ابر
می گرید.
«سایه»
عاشق « نسیم» شد،
نسیم
در گرما گم شد
و من
به دنبال سایه
تمام بیابان را گشتم،
من
به یاد تو و لبخند گل شمعدانی
خانه را
از نفس پاک غزل پر کردم
من
به یاد تو و گل های گلِ شمعدانی
یک بغل شعر سرودم
و سپردم به رود
تا دل ماهی ها
زخمی تیغ گُلِ رُز نشود
در
چشم تو می میرم
یک شب ،
شب بارانی
در
غربت آغوشت
در
کوچه ی تنهایی
دو بار
جست و جو می کنم
تو را
لابه لای خاطرات کهنه ی
نوشته ها
عکس ها
کاروانسرا
یا
درون
کوچه های مِه گرفته ی خدا
امان
از خط اَبرویت
که خط زد
اعتقادات درونم را
گیرم که جهان مال تو باشد، به چه اَرزد
وقتی دل تو از غم همسایه نلرزد
من و غزل که گریه می کنیم
شیشه ها ، پر از غبار خاطره است...