بریده صورت آسمان را ابر سفیدی...
سفر تو کردی و من در وطن غریب شدم...!
ای بمیرد درد از هر طرف بنویسی اش شبیه گرگ تو را خواهد درید !
دلبر آمد پیِ تعمیر دل ویرانم لیکن آن وقت که این خانه ز تعمیر افتاد...
یک نفر پیش فلک ریش گرو بگذارد بلکه دست از سر آزردن ما بردارد
تویی که غیر دلم هیچ جا مقام تو نیست ...
نیازی به شرح آرزو نیست خدایا همان همیشگی ️️️
تو برام تڪی ،همونجور ڪہ آسمون یہ ماه داره...! ️️️
وخدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد
این نمکدانِخدا جنسعجیبیدارد هرچقدرمیشکنیمبازنمکهادارد...
عصر دیروز از کنارت گذشتم امانشناختمت گفتم که فراموشت کرده ام...
تنها لحظه اکنون است که واقعیت دارد، باقی یا خاطره است یا خیال ...
همه خوابند.. مرا در همه شب بیداریست
علتبیداریامرا دردلشبهایتار، آنکهازچشمنگارافتاد،میفهمدفقط
هیچ گواهی به سالم بودن من نیست من دیوانه ی توام
اگر همه رو میخوای خوشحال کنی مدیر و رهبر نباش بستنی بفروش .
قرار نبود اینجوری شه یهو بشی همه کسم ،دارو ندارم
جغرافیای کوچک من بازوان توست ای کاش تنگ تر شود این سرزمین من
دل به هرکس میسپارم با دلم بد میکند در جواب خوبی ام او ظلم بی حد میکند
پدر عزیزم عشق یعنی وجود تو تولدت مبارک
برای من که به کم قانعم، همین کافیست که زندگی کنم از ابتدا در آغوشت...
تو قله ی خیالی و تسخیر تو مُحال بخت منی که خوابی و تعبیر تو محال
من هر نفسم بر نفس نازِ تو بند است...
تو قدر مطلق منی ، در آغوش تو احوالم همیشه مثبت است ....️ ️️️