متن دلنوشته خاص
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دلنوشته خاص
دروغ میگویند که عشق بارها اتفاق می افتد.
آدمی تنها یکبار عاشق میشود...
پس از آن هرچه پیش آید، یک دوست داشتنِ ساده یِ پیش پا افتاده است...
آدما بعد شکست در عشق به سه دسته تقسیم میشن
دسته اول اونایی که اصلن براشون مهم نیست همونایی که میگن این نشد یکی دیگه=/
دسته دوم تقریبا مث دسته اول هستن اونا برای رهایی از غم و غصه به یکی دیگه پناه میبرن و عاشقانه نو میسازن...!
و دسته...
خودت باش،
نه تندیسی که دیگران می خواهند!
وقتی قالب فکر دیگران می شوی،
زیبا میشوی به چشمشان،
اما ،،
قبول کن..
تمام مجسمه ها شکستنی هستند،
در کمال زیبایی..
به مغزم فرمان داده ام به قلبم پیغام برساند ، امشب برای همیشه فراموشش کند ومغزم مرگ قلبم را ندید و حال گول ضربان های مشقیش را میخورد
بازهم با همان قلب مرده ، باهمان ضربان های مشقیش دوستت دارم💔
جسارت می خواهد!!
نزدیک شدن به افکار دختری
که روز ها مردانه با زندگی می جنگد
اما شب ها بالشش
از هق هق های دخترانه خیس است!!
من ایمان دارم تو به آرزویت می رسی
اگر بشناسی چه آرزو کرده ای
مردی آرزو کرد ماه را به خانه اش بیاورد
و هیچگاه به آرزویش نرسید
رعناابراهیمی فرد(رعناابرا)
دروغگوها همیشم آدمای بدی نیستن بعضی وقتا دروغ میگن که خوشحالت کنن...!
دروغ میگن که نری..!
دروغ میگن که بیشتر کنارشون بمونی..!
گاهی دلم میخواد انسان نباشم...
گوسفندی باشم ک پا روی علف ها بزارم ولی دلی رو دفن نکنم.. !
گرگی باشم ک گوسفند ها رو بدَرَم ک کارم از روی ذات است ن هوس ..!
کلاغی باشم ک قار قار کنم اما پر هامو رنگ نکنم و دلی رو با...
میدونی !
ی وقتایی باید
روی ی تیکه کاغذ بنویسی تعطیله!!
و بچسبونی پشت شیشه ی افکارت !
باید ب خودت استراحت بدی !
دراز بکشی ،دستاتو بزاری زیر سرت ،و ب آسمون خیره بشی و بیخیال سوت بزنی !!!
تو دلت بخندی ب همه افکاری ک پشت شیشه ی...
رویم سیاه مرض واگیر من و شما نمی شناسد
نمی گوید فلانی شهره شهر است به مهمان نوازی پس اورامبتلانکنم
رویم سیاه که میزبانت نیستم امابه زودی که دیرنیست جشن شکرانه سلامت خواهیم گرفت درخانه میمانیم تا بهار قشنگ تری داشته باشیم
هر آدمی یه قصه داره،یه سرگذشت داره.قصه ی آدمها پر از شکست ها و تجربه هاییست که به زندگیش معنا میدهد...
کشف کردن همیشه لذتبخشه.کشف راز و رمز.بزرگتر که شدم فهمیدم زندگی پر از رازه.....
راز هایی که اتفاقات کوچک اونارو آشکار میکنه..........
ماها آدم های درد کشیده ایی هستیم، اما مسبب دردهای دیگرانم هستیم.
زخم زبان خورده ایم، اما زخم هایی عمیق تر بر جان دیگران وارد کرده ایم .
بی رحمی دیده ایم، اما دیگران را هم مورد بی رحمی قرار داده ایم.
ما آدم هایی هستیم که زورمان به کسانی...
همه ی وجودم را میگویم
لحظه ای دلم برای درماندگی اش سوخت.
دستی نبود ک تکه های خورد شده اش را جمع کند .
خودش را بند کسی کرده بود ک هیچ نمی فهمید از عشق، هیچ نمی دانست از علاقه،هیچ درکی از دوست داشتن نداشت.
مگر چ گناهی کرده...
من یقین دارم تقویم سال ها
بی توورق نمی خورند
هفت سین سفره
بی سبزی حضورت چیزی کم خواهدداشت سال بی تو نونمی شود
بلبل نمی خواند
درخت شکوفه نمی دهد
همیشگی باش عزیزدل
که دلم سال هانوشودازحضورت
که باشی ومن بخندم به لبخندت
میگویند؛
حرف ها هم پا دارند
پاهای بزرگی که گاهی
روی دلی میگذارند
و جایشان برای همیشه
می مانند.
مراقب حرفهایمان با شیم
دل که رنجید از کسی
خرسند کردن مشکل است..
وقتی می گم هیچ کس، یعنی دقیقا هیچ کس.
روزای زیادی باید بگذره تا آدم قانع بشه فقط خودش هست و خودش. تا باورش بشه از بقیه به جز یه اسم و چندتا خاطره ی کوچیک چیزی براش نمی مونه.
بیست سال! چهل سال! هفتاد سال زندگی، فقط برای تلمبار...
امروز داشتم به این فکر می کردم که
فقط هم اینطوری نیست که ما از دست داده باشیم، دلم سوخت برای آن ها که ما را از دست داده اند!
نه که ماه باشیم و بی عیب، نه ...
فقط ما انگار کسانی را از دست داده ایم که مطمئن...
دیگر نه می پرسم ،
نه اعتراض می کنم ،
نه افسوس می خورم ...
فقط می بینم ، نفسی عمیق می کشم و عبور می کنم .
که عبور ، تنها مرهمِ زخمِ بی انصافیِ آدم هاست .
همیشه نباید ترمیم کرد ،
همیشه نباید فرصت داد ،
باید...
حرف هایی که میزنیم، دست دارند
دست های بلندی که گاهی گلویی را می فشارند و نفس فرد را می گیرند
حرف هایی که میزنیم، پا دارند
پاهای بزرگی که گاهی جایشان را روی دلی می گذارند و برای همیشه می مانند
حرف هایی که میزنیم، چشم دارند
چشم های...
ولی جدا از این حرفا چقدر دلم میخواست الان دوتایی کنارِ اتیش.. وسط یہ جنگل..سرم رو سینت... دستات لای موهام بود و...اهنگ مورد علاقمون رو تکرار...!!!
چند سال از عمرم گذشت ...
برای خیلی ها رفیق بودم--- شاید خیلی ها نارفیق بودن!!!
سعی کردم خوب باشم---- اما بدی دیدم
اعتماد کردم---- نارو زدن
دوست داشتم(محبت کردم)---- لطمه خوردم
مهربان بودم----بی تفاوتی دیدم
برای همه شادی افریدم ---- اما غمگینم کردند!!!!
لبهارو خندوندم ---- چشمهایم را گریاندند...