شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
ازتو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
توبمان و دگران وای به حال دگران
دل من دلبری دارد ودلبر دلبری دیگر
ولی اوگر رود روزی نگیرم دلبری دیگر
اگردل دلبرم گردد وگر دلبردلم گردد
چگونه من بیارایم دل ودلبر به یکدیگر
اگردل دلبرو دلبردل و باهم کنند سکنی
چگونه من دهم تشخیص دل ودلبر زیکدیگر
بیا ایدل من و تو یار هم باشیم
که...
درشب هجرتو شرمنده احسانم کرد
مژه از بس گهر اشک بدامانم کرد
سرگذشت شب هجران تو گفتم باشمع
آنقدرسوخت که از گفته پشیمانم کرد
من بی مایه کجا و سخن از عشق کجا
مهر بی حد تو گستاخ به اینکارم کرد
شمه ای از گل روی تو به بلبل گفتم...
در رو ڪه باز ڪنی
شومینه ای سرد و خاموش
دورش فانوس زنگ زده، شمع های بی عطر
ڪه سوختن ولی نساختن
دو تا مبل پارچه ای
ڪه بخوای روش بشینی
صدای غژغژ ازش بلند میشه
قاشق و چنگال، ڪاسه و بشقاب، لیوان و پارچ...
یه سری خرت و پرت...
ترسم روزی که
آیی...
نشناسی ام...
غم فراق تو ، دلبرکم
مرا...