ساده از چشمانم عبور نکن دیده ای چگونه نگاهت می کنم؟ تمام حرف دلم در چشمانم موج می زند چشمانم بیداد می کند که تو را می خواهم ...
عشق خاصیت هاى محال به آدم ها مى دهد مثلاً تو؛ نگاهت طعم بهار نارنج مى دهد... صدایت عطر یاس دارد... قدم هایت آواز مى خوانند...
ببین با من چه کردی که نگاهی جز نگاهت بر دلم معنا ندارد...!
هر صبح کنار گوشم تلاوت میکنی آیه های عشق را و من دوباره مومنِ نگاهت می شوم ..... عشق ️️️
مثل غزل پخته ی سعدی ست نگاهت هر بار مرورش بکنم باز قشنگ است
شکوفه می دهند رویاهایِ صورتی ام وقتی رقصِ شور انگیز نگاهت پروانه ی احساسم را مستانه به عشق دعوت می کند...
بودنت خندیدنت نگاهت صدایت اینها، تمامِ قرص های آرامش بخشِ دنیا را بی اعتبار میکنند... ️️️
قُرص کن دلم رآ با نگاهت بگو دوستت دارم من تمامِ آرزوهایم با یک تُ برآورده میشود.. ️️️
نگاهتو گره بزن به من؛ حس امنیت میکنم! وقتی که تودرگیر منی... ️️️
شمشیر بی غلاف تارِ مژگانت صد کشته دارد طرزِ نگاهت
بزرگترین اعتراف زندگیم این است ڪیش و مات نگاهت شدم... ️
سبز میشوم در چشمانت گره بزن نگاهت را با نگاهم
انقدر از نگاهت سروده ام که دریک به یک رگهایم شعر تو جاریست
حرامم باد اگر بعد از نگاهت نگاهی لرزه اندازد به جانم
جان دلم مے شود حوالے چشمانت را خوب بگردم!؟ راستش را بخواهے دست و پایم را میان نگاهت گم ڪرده ام ️️ ️️️
غزل غزل شعر ست نگاهت ردیف کن قافیه چشمانت را بر وزن دوست داشتنم
دل غارت شد به تماشای نگاهت
حلول ماه در سیاهِ مستِ نگاهت...
دلم را نذر.. ڪدام نگاهت... ڪردہ اے ڪہ هرچہ می بینم جزتو..... نمی پسندم
منم آن مست و پریشان نگاهت که دلم تو و احساسِ تو را میخواهد...️
دلم همیشه برای نگاهت تنگ است اگرنگاهت فرصتی داشت به یادم باش...
زمستان چه فصلی چه فصلی که جزدرنگاهت تماشای سبزه محال است
نگاهت غرق می کند مرا و من این غرق شدن را دوست دارم