اگر خوشبختی چهره ای داشت، اون چهره، چهره ی تو بود ️️️
دُنیآرو بِمْ بِدَن میگَمّ نِمیْخوآمْ اَگ یِوَقتْ طُ نَبآشی توْش ️️️
سر و جانم به فدایت که چنین ناز سرشتی
از تو حرکت... از من دوست داشتن... برکت از این زیباتر...
نظر از تو برنگیرم همه عمر تا بمیرم
انتخاب من فقط تویی عشق جانم
تو همه جونمی جونم فدات
انار سرخ دلم به پیشوازِ نگاهت ترک برداشت دانه دانه هزاران شد
صبح که می شود تو چکیده می شوی از سر انگشتان احساسم
بوسهِ بوسهِ تو را خواهم نوشت بر دفتر دی....
تو خودت هم نمی دانی یلدا باشد و نباشد من یک دنیا منتظرت می مانم
کافیست تو باشی من می شوم برف می شوم باران کنارت می مانم
دلم بارشِ احساسِ است بر گلویِ درد
غزل غزل شعر ست نگاهت ردیف کن قافیه چشمانت را بر وزن دوست داشتنم
من آرام آرام لبخند می زنم تو بلند بلند عاشقم می شوی
رنگین کمانِ مهرتوست دانهِ دانهِ اشعارم مریم گمار
رگبارِ عشق بود عمقِ نگاهت
عاجرم از گفتن حرفهای چشم هایت همین قدر بگویم که دوستم داری
نام تو همان است که وقتی می آید دست و دلم را می لرزاند
کمتر بخند جانم خنده ات دلِ سنگ را عاشق میکند
صورت ماهت به آسمان سیاه افکارم نور می پاشد مثل ماه
صید دریای خیال خوشبختی هفت رنگ آسمان.
گلزار نگاهت بر سرابِ بیابانهای سوزانِ دل سایه افکندهست
شرارههای اهریمنی نگاهت به آتش کشید جانم را