می تکانم پای شب را ستاره باران می شود، سرم
یک دست کلاغ و به یکی برف، زنگ را زددرخت زمستان
شعرهایم از آمدنت می گویند ومن... بی خبرم.
کاش می شد تو را بوسید و کنار گذاشت!
بیرون کردنت از زندگیم سخت بود ولی لازم بود
زمین اشک های آسمان را به غنیمت برد،دریا متولد شد
و خواب کابوسی که هر شب می گیرد از من چشمان تو را
تو را می جویم پرنده ای به دنبال دانه در میدان مین
بال هایم را چیدند پرواز را در دهانم مزمزه کردم
از یادت یاد بگیر همیشه همراهم است
باران بارید بوی دلتنگیهایت بلند شد
رهایم نکن این بال و پر آسمان نمی خواهد آغوش تو رهایی من است
آهسته تر برو رد پایت مرا عاشق زمین می کند!
رفیق روزهای افتابی کجایی؟ دلتنگ دیدارتم
به یک رفیقِ موافق بساز در عالم منافقانِ جهان را به هم گذار و برو
من دوست دارم برای همیشه فقط تورو ️️️
عشق یعنی که جهان غایب و تو حاضر قلبم باشی...
بعضیام هستن که تمام عمرشون رو سعی میکنن که رابطشون رو با یه آدم اشتباهی درست کنن
مغرور نباش برگها زمانی میریزند که فکر میکنند طلا شدند
اگه با خودت دوست بشی هیچوقت تنها نمیمونی
مشکلات ما حل نمیشه بلکه با مشکل بعدی فراموش میشه ...
کاش بغل امپول داشت هر موقع میخواستیم ! یکی میزدیم بی بغلیامون رفع میشد
قشنگترین جای دنیا بودن تو قلب کَسیه که دوسش داری
یه بار خواستیم و نشد دیگه نه خواستنا مهمه نه مقصدا..