متن چامک
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات چامک
کویر خشکیده ام
سبز می شود
از کتاب عشق
رنگ تنهایی می گیرد
گیسوان زمان
در مرگ رؤیاها
چنگ می زند
زندانی درونم
به میله های تنهایی
سنگفرش است
جاده ی آرزوهایم
از خیال دیدارت
دست و پا می زند
بر امواج تنهایی
نگاه خسته ام
چامک
ای عابر عشق
از نیامدنت
غمگین است
جاده ی قلبم
چامک
دل در تلاطم
چشمانت
اقیانوس ارام من
صیدنظرلطفی
آه
سال هاست
آه می کشم
آه از دست این آه
درد
برای دردهایم
می گریم
نه از دردها
استعمار
بی دلهره
به تاراج می بَرد
درخت امیدم را
دست استعمار
حریر
با نخ نگاهت
تابلو فرشی می بافم
از حریر
من
برگ زردی
می برد خش خش کنانش
هر کجا باد
آن منم