هر دو سرخیم ولی فاصلهء ما از هم پرده هایی ست که در قلب انار افتاده
تو همونی هستی که برا ت جونمو میدم
به قلبم معذرت خواهی بسیاری بدهکارم بخاطر تمام روزهایی که گرفت، شکست، تنگ شد و کاری از دست من برنمی آمد...
تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من! خودش از گریه ام فهمید مدتهاست،مدتهاست ..
بی من تو هر جا که هستی دلت شاد امشب ..
نباشی نابود میشم...
ینجا همینجا نزدیک همین تنفس بىخواب تو را طورى نزدیک به لمسِ هوا حس مىکنم که گنجشک تشنه،عطرِ باران را ...
چگونه از تو بگذرم؟! وقتی همین دوست داشتنت مرا زنده نگه داشته...
جهان اگر برپاست، هنوز کسی کسی را دوست دارد؛ اگر چه دیر اگر چه دور ...
باز آی دلبرا که دلم بی قرار توست وین جان بر لب آمده در انتظار توست
عجیب بوی تو را میدهند دستانم _کسی که هیچ کسی مثل او مقدس نیست_
آذر آمده که روی لبهای پاییز انار بگذارد و او را به دستهای یلدا بسپارد
و من... در چشم او... زیباترین مرد جهان را دیدم... و این... معجزه ی نگاه او بود... نه زیبایی من...
معنای زنده بودن با تو بودنه️ ️️️
نمیدونم دوست داشتن چه شکلیه ولی وقتی که پیشم نیست ... انگار هوا برای نفس کشیدن نیست ️️️
تنت تلاطم نُت هایى ست که در من پیچیده موسیقى این شعر شبیه آغوش توست... ️️️
عشق همین است همین که یک ذره از تو میشود تمام من ️️️
داشتنت با تمام نداشته هام برابری میکنه ️️️
بجز تو... هیچکسو نمیخوام... تو همیشگیِ منى... ️️️
حرف هایمان را زدیم و چای مان از دهن افتاد چراغ های کافه را هم که خاموش کرده اند و هنوز زیباییت بند نمی آید...
عاشقانه دوست داشتنت تنها کار عاقلانه ای ست که از دلم بر می آید
چه داری در عمق چشمانت که اینچنین جان مرا به اسارت می برد
غُربت کسی نباش که وطن دیده تو را...
خوشبخت ترینم چون تو رو دارم آرام جانم همیشه کنارم باش