متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
هی «یاهو» کشیدیم
برای یابوها
و سرفه ها
در پاکتِ سیگارِ بهمن
خاکستر شدند
دلم
با
رفتن
نبود
اما
چاره
دیگهای
نداشتم.
عمرم را بخیه میزند،
روز به روز ـ
تارهای سپید ریشم!
دیگر هیچکس،
احوال تو را از من نمیپرسد ـ
بیخبر است مادرم!
سپیدهدمی،
جیکجیک گنجشکها به گوش نمیرسید ـ
در سوگ مادرم!
به میانهی آب و رنگِ زنی،
خویش را یافتم ـ
نقاش شدم!
زورگوها بسیار شدند،
در این اقلیم ـ
به شماره نمیآیند!
نگرانیهایم،
به بنبست رسیدهاند ـ
بر دوش ظن و گمان!
هیچکس صدایش را دوست ندارد،
خوانندهای بد صداست ـ
خرمگس!
دو رودخانهی شرابست!
با خوشترین طعم ـ
پستانهای زن!
شمشال مینوازند انگشتانم،
تار تار موی زنی ـ
رقص میکند!
قهقههی خندهی زنیست،
که میریزد به دل شب ـ
مهتاب!
انگشتان دست مَرد،
زیارت پستانهای زن ـ
صفا و مروه!
در گوشهی لب دختری،
جای پای بوسهای است ـ
تابلویی رمانتیک!
شبهای بهاری،
کوتاه کوتاه شدهاند ـ
ماه عریان ظاهر شده است!
روزگاری دلگیر میشد،
به سفیدی موی سرم
جگرگوشهام!