متن اعظم کلیابی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات اعظم کلیابی
من آخر یک شبی آز دوریت ای عشق میمیرم
مسیحایی کن و با یک نفس من را تو احیاکن
اعظم کلیابی
بانوی کاشانی
به هر جا رو کنم جز عشق ازاو رد پایی نیست
به هر در میزند این دل به جز مهرش نمیبیند
اعظم کلیابی
بانوی کاشانی
از این مردمانِ بدِ روزگار
ندارم دگر هیچوقت انتظار
هم آنان که اعضای یک پیکرند
همه تشنه ی خون یکدیگرند
اعظم کلیابی بانوی کاشانی
از خانه ی ما بهار را دزدیدند
دلگرمی عشق و یار را دزدیدند
ما فکر زمستان و شب یلدایم
دزدان شب و انتظار را دزدیدند
اعظم کلیابی
بانوی کاشانی
و شاعرها همه حساس هستند
پر از حس وپر از عشق و پر ازشور
کمی تا قسمتی شاید بهاری
ز احساس خزان و غصه ها دور
وبعضی وقت ها گویا خزانند
به بغضی ماندگار وکهنه مجبور
زمستان میشوند از بی وفایی
ولی چون اینه غرقند در نور
اعظم کلیابی
بانوی...
من جهانم درمیان چشمهایت گم شده
یوسف چشمت چه شیرین حکمرانی میکند
اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
تا آمدی احساس راهم یادم آوردی
عطر وشمیم یاس را هم یادم آوردی
تا خواستم شعری بخوانم با خیال تو
آن لحظه ی حساس را هم یادم آوردی
اعظم کلیابی
بانوی کاشانی
تواز هوای دل عاشقم خبر داری
به یک دوجمله دلم را به شوق میاری
به خاطر دل تو رفتم از مسلمانی
هوای عاشق کافر نگه نمیداری
اعظم کلیابی کاشانی
درد بی درمان شنیدی حال من یعنی همین
عاشقم. دیوانه ام باز آی و حالم را ببین
بازگرد و حال این دل را بهاری کن عزیز
جز شراب معرفت در جام احساسم نریز
کلیابی کاشانی
درد بی درمان شنیدی حال من یعنی همین
عاشقم. دیوانه ام باز آی و حالم را ببین
کلیابی کاشانی
بی قرار توام و در دل تنگم. گله هاست
که چرا بین دل ما و دلت فاصله هاست
گرچه دم میزنی از عشق ومحبت هر روز
طرز بر خورد تو همپایه ی کم حوصله هاست
کلیابی کاشانی
خیال و خواب تو بامن همیشه همراه است....
شبم به لطف جمال تو غرقه در ماه است...
نمیشود شبش از نور و روشنی خالی....
کسی که از تو و مهتاب رویت آگاه است...
کلیابی
کاشانی
ای عشق بمان امید و ایمانم باش
آرامش روحم و دل و جانم باش
حاشا که تورا گذارم از دست روی
با جان و دلم بمان و جانانم باش
از من نشود تورا بگیرند ای عشق
در خانه ی دل همیشه مهمانم باش
کلیابی
بانوی کاشانی ❤❤
بدجور دلم به پای تو افتاده
صیدی که شده فدای تو افتاده
آغوش تو را طلب کنم هرلحظه
اینک که دلم به پای تو افتاده
کلیابی
کاشانی