بیو
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بیو
زده آتـش به دلــم سردی چشمـان خمارتــ ...
زنده را
بچسب،
مرده پرست
فراوان است.
قلبم
همیشه
می زند
امّا
برای تو
می تپد.
همه
خوبند
ولی
تو
چیز دیگری .
چشم تو در من دمیده شور و شوق زندگی را،
به تنهایی دچارم کرد چشمانش،
چنان درگیر رویاتم،
که آزادی شده آرزویم...
چنان درگیر رویاتم،
که آزادی شده آرزویم...
نمی نوازی اگر،
به عتابی هم
از تو خرسندیم
عشق را
بی تو و
دلتنگی
دچارم
هر شب...
دچارم به نداشتنت،
و این زیادی ویرانه کنند است...
شانه به شانه با خیال تو،
شبم در گذر است...
ای خوبـــ تر از خوبـــ دل ما کرده هوایتـــ...
امــان از شبهای پر ز دلتنگی...
تو همان سکوت پاییزی،
میان این همه همهمه ی شب...
رفتنش زیباترین دارایی من را ربود، چشمانش...
ندهـــم به عالمی آن رخ دلربای یارم...
تنم گرمای آغوش تو را کم دارد امشب...
ولی افتاده مهر تو به دل، آهسته آهسته...
می خواهمت ،
اگرچه تلخ ،
شیرینت
می کنم.
یک شهر
دلتنگی را
می خرم
به یک بوسه.
چشم تو باعث و بانی ایست،
که یادم برود غمگینم...
در کنج چشمانت،
بیچاره دل ماست که خاک میخورد ...
چشـــم تـــو،
در بی کسی هایم عجب موج میزند....