متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
باورش نمیشد ک بالاخره بعد کلی انتطار عشقش برگشته باشه،،،دیگه خبری ع اون همه بی خوابی و دلتنگی نبود،حتی میتونست ع ته دل بخنده،،تموم وقتش رو با عشقش میگذروند...مشغول چت کردن با عشقش بود،،انگار با برگشتن عشقش دنیارو بش داده بودن،،،قربون صدقه های گاه و بیگاه دوباره از سر گرفته...
وطن یعنی
گوشه ای ازقلب تو
گاه در جغرافیای زندگی
یک نفر کل جهانت می شود
هادی نجاری
قد کشیده اند
گیسوان من در عاشقانه هایت
تا که بی تاب کند تپش های قلب بی قرارت را
آن لحظه که در باد به رقص در می آیند
و عجولانه تیر عشق را بر قلبت روانه می سازند!
...
بهزاد غدیری شاعر کاشانی
همونطور ک داشت هیزم برای روشن کردن آتیش جمع میکرد سرشو آورد بالا و بم نگاهی انداخت و گفت؛ی کمکی هم ب من بدی بد نیستا...
چشامو تو کاسه چرخوندم و گفتم؛مگ تو ازم کمک خواستی؟!
هیزم هایی ک دستش بود رو ی گوشه جمع کرد و اومد سمتم،چن قدمیم...
بی تاب ترین مرد زمینم
وقتی می بینم
موهای تو
آزادانه در باد
تاب می خورد...
کاش می دانستی
یک مرد روی زمین
همه چیزش
به لبخندهایت متصل است.