متن نوشته های عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات نوشته های عاشقانه
[•ضِمیرِمَن•]
قلمم را در دلِ دفتر رها کرده، می نگارم آنچه حضرت دل فرمان دهد و کلماتی که از این اقیانوسِ بی کران بر می خیزند را تقدیم نگاهت می کنم.
حرف از تو که می شود نگاشتن بسی سخت است .
گویا تو مدت هاست در ضمیرِ من جا...
قدمهایم در خاکستری تنهایی عشقم سست تر شده است
این خاکستر عشق مرا به جنون می کشاندخاکستری که نه توان دورریختن آن را دارم نه توان پرستاری از آن
تو کجایی در فراسوی این تنهایی مهلک تورا گم کرده ام به فریاد این دل تنهایم برس کجایی......
میخواهم باتو باشم.
فرقی نمی کند چند سال طول می کشد...
چند ساعت باید دوری ات را تحمل کنم.
می خواهم دستانم فقط دستان تو را لمس کند
از بوسه ی لبان تو مست شوم و
آغوش تو آرامم کند.
نغمه ی عشقمان آهنگ دوست داشتن بسازد با طرح
نگاه...
مگر می شود تورا از خاطرم دورکنم ،
می خواهمت ازدل وجان...
تورا با تمام وجود در آغوش میگیرمت
میبوسمت...
وسط میدان شهر...
میان باجه های شلوغ...
در باران...
می خواهم همه بدانند لیلی قصه منم...!!!
و آغوشِ تو از آن من است!
نمی خواهم عشق چون سکانسی شود در...
روزی میرسد که در خاطره ها من بزرگترین اشتباه تو باشم و تو زیباترین اتفاق من
من درد باشم و تو سرد
من سکوت باشم و تو فریاد
روزی من از دیار قلبت کوچ میکنم و تو در میان قلبم تا آخرین ضربان اتراق میکنی
روزی که تو مرا ازیاد...
چند وقتی است که بی خواب شده ام
در میان بی خوابی هایم به دنبال تو میگشتم
دنبال دلیلی برای از تو نوشتن
برای لمس دستانی که هیچ گاه ندیده ام
گاهی دلم برای دیدارت تنگ می شود
آخر دل است، این چیزها را نمیفهمد
گاهی دلم می خواهد زمان...
نامه ای از هزاران نامه ام برای او که تصدقش میروم
گرمای زندگی ام سلام
وقتی خسته می شوم ،دوست دارم فقط تو به من بگویی عزیزم دورت بگردم خسته نباشی ومن غرق در آغوش گرمت شوم
از وقتی که رفتی خودم را با خیال دیروزهایت مشغول می کنم تا...
یک قاب عکس وهیچ
این روزها باید تورا از دریچه ی دایره ای شکل پروفایلت به چشمانم دعوت کنم .
زنده تر از همیشه بامن هستی
در این دور های نزدیک
تو در قاب مشترکی نشسته ای وچشم دوخته ای به دریچه ی قلب من و
می دانی که من...
امشب اجازه اش را از خدا گرفته ام ، امشب نوشته هایم باید جور دیگر آغاز شوند ؛ به نام چشمان بخشنده و مهربانت
عشقت چه بی صدا درِ قلبم را زد و زمانی آمد که منتظر آمدن هیچ کسی نبودم
با آمدنت فهمیدم بودنت جبران تمام نبودن هاست ،جبران...
تا تو را ماه چهره من دیدم
شعر آمد... چکید از دستم
بمان
مگذار زندگی ام از دهان بیفتد...