کاروان دستخوش رهزن بیگانه شدست ساربان، این روش قافله سالاری نیست
برایت گریه تجویز می کنم بغض تمام گلویت را گرفته است...
تو عادت منی ترکت نخواهم کرد...
صحبت از ماندن یک عمر بماند به کنار قدر نوشیدن یک چای بمانی کافیست ...
یک شب دعای تشنه ی ما ابر می شود این روزگار زرد و سترون همیشه نیست
این اختلاف بین تو و من همیشه نیست باور کنیم فرصت بودن همیشه نیست
فتح جهان به دست رفاقت محقّق است دنیا به کام حضرت دشمن همیشه نیست
منتظر هیچ آدمی نباش فقط تویی که میتونی واسه خودت حالِ خوب بسازی...
به شنیدن عادت کن، خواهی دید که از سخن ابلهان نیز، سود خواهی جست.
بگذار در بزرگی ِ این منجلاب یأس دنیای من به کوچکی انزوا شود
گفتی از لیمو و انگور و انارت وای وای، هر زبانی بی شک از وصف جمالت قاصر است
دو سه کیلویی بچینم میروم... لیمو، انار لامروت عینهو بقالیِ مش باقر است
مشکل شرعی ندارد بوسه از لب های تو میوه ی بیرون زده از باغ حق عابر است
نازش را من کشیدم او قاب کرد و به دیگری فروخت
روز محشر، در جواب پرسش سودای کفر هیچ دست آویز ما را نیست، جز موی شما
زن میتواند چنان نفرت بیاموزد که دلبری را از یاد ببرد.
هوای آمدنت دیشبم به سر میزد نیامدی که ببینی دلم چه پر میزد
گویند کهعُشّاقِجهانعقلندارند یعنیتوخری،منبهمراتبزتوخرتر!
هیچکس نمیفهمه، بعضی ها چه عذابی رو تحمل میکنن تا آروم به نظر برسن
حال اولین قرار و دارم بی قرار و بی قرار و بی قرارم...
فقط امیدت به خدا باشه رفیق
در من بدمی من زنده شوم یک جان چه بُوٙد صد جانِ منی...️
عاشقم بر نامِ جان آرامِ تو...️
آدمی که از خودش الهام بگیره، یعنی خیلی ضعیف شده، خیلی...