بهترین روز زندگی من روزیست که تو در میان ناباوریها می آیی و کنارم می نشینی و دستم را می گیری...
چقدر زیباست کسی رادوست بداریم نه برای نیاز و نه از روی اجبار و نه از روی تنهایی فقط برای اینکه ارزش دوست داشتن دارد...
به گمانم شب را وقتی که خدا دلتنگ بود آفرید ...
شده هم یک روز مانده به آخرین روز جهان بیا! مهم نیست چقدر مرده ام سماوری اینجا همیشه برای تو روشن است.
فکر کنم دیگه وقتشه خدا بیاد بغلمون کنه ، بگه ؛ یه دست واسه دوربین تکون بِده...
در چشم بلبلان ای گل یگانه ای در شاخسار عمر شاخ زمانه ای
و تو بکرترین منظره ای مثل درخت پرتقال که در پاییز به بار نشسته باشد
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد ؟ خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
. دشمن، خراب چشم تو را دست کم گرفت دارد تو را به خانه ی آباد میبرد... .
و پدر کسی است.. که خم شد کمرش، تا خم نشود خنده ی تو !
زن در زبان کردی به زیباترین نحو ممکن معنا شده نه خانوم است نه زنیکه نه صیغه نه زن او را آفرت می نامند به معنای آفریننده...
یه آدمایی تو زندگی هستن که نفس کشیدنشون به آدم اطمینان خاطر میده... حتی اگه همیشه کنارت نباشن مثل مادر!!
دعای خیر مادر قرص زیر زبانی ست وقتی که روزگار قلبت را به درد می آورد.
چشم و دل دانی چه خواهند این حوالی؟؟؟ بودنت را ،دیدنت را ، قانعم حتی کمی...!
و چشمانت سرآغازی بود برای دوباره زیستن
من عاشق تنهایی ام تنها بشم اما تو باشی
اینجا همه خوبند خیالت راحت ! من مانده ام و چهار تا هم صحبت این گوشه نشسته ایم و دلتنگ تو ایم من…عشق…خدا…عقربه های ساعت
میگن نارنگی چون پوستش زود کنده میشه پیش مرگ همه میوه هاست! نارنگیتم هلو.
امروزبهترین ساعتموشکستم،چون لحظه های بی توبودن رابه رخم میکشید
روزگارت رنگ عشق ، سالیانت پر فروغ ،غصه باشد از تو دور ، زنده باشی با وجود.
لبخند تو را چند صباحی است ندیدم: یکبار دگر خانه ات اباد بگو : سیب…!
وقتی لبخند دنبال جایی برای نشستن میگردد ، ارزو میکنم:لبانت ان نزدیکی باشد
دلچسب ترین عشق همان لمس لب توست
مرا سخت دوست بدار پُر بوسه بغل دار … بگذار عشق به پایِ هم بَندمان کند …