متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
تصویر خیالی تو در آب شکست
این عشق زمینگیر به مرداب نشست ...
قصه عشق من از چشم تو آعاز شده است
جوهر پلک تو نیز قافیه پر داز شده است ...
گیسوانت دم به دم پیچ و خم یک جاده ای
پر تردد سر به سر گویی خیابانی گرفت ....
شب میآید
بیصدا
از لبهی پنجره
و دلتنگیاش را
روی میز سکوت
پهن میکند
ماه،
پس از تو تنها یک شکایت داشت.
ای پنجرهی گشوده به معراج !
چه زود بسته شدی…
نیست جز،مهر تو ای،دوست مرا قبله نما
قبله ام باش که دل سمت تو مایل شده است
باید که در آغوش بگیرم وطنم را
کفر است اگر تن به غریبه بسپارم
دیگر "تو" شدی دار و ندار و کس و کارم !!
غیر از تو کسی را بخدا دوست ندارم
میبوسمت حتی اگر شرعا حرام است
در دین من عشق تو فتوای کلام است
یک دقیقه بیشتر با من بمان یلدا شده
شام یلدای من از دیدار تو زیبا شده
محبوب من
من واسه داشتن تـــو
تموم دنیامو میدم .
توی رنگ اون چشمات
تموم رویامو دیدم
لعنت به من و عشق و وعده های تو خالی
لعنت به منِ بی گناه، مانده در خیال بافی
همه میروند تنهایی میماند تنهایی را به این خاطر دوست دارم
هر نفس با نام تو، جان تازه میگیرد دلم
دلبران دل میبرند، اما تو ایمانم میبری...
ای دل، به شوقِ شمع، پر و بال بسوزان
کز عمرِ عاشقی، همین لحظههاست باقی...
تو را نه برای داشتن،
که برای سوختن،
برای ساختنِ جهانی از واژهها،
دوست داشتم...
همین حالا بگو،
همین حالا بخند،
همین حالا دوست بدار...
که فردا، شاید دیر باشد.
گفتم ای عشق، مرا زین همه غم رها بکن
گفت: غم، راهِ من است، تو بمان و وفا بکن
نوشتند از ازل بر لوحِ تقدیرِ دلِ من
که باید سوختن، اما ندیدن را بلد باشی
هر ذرهی من فریاد زند نامِ تو را
هر قطرهی خونم به تپش، یادِ تو را
هر واژه به لب آمد و در سینه شکستم
با چشم به تو گفتم و با لب نتوانم...
ویران شدم،
اما از ویرانیام شهری بنا شد
که نامش عشق است...
هر نفس با یاد تو، عقل و دل از هوش رفت
عشق آمد، عقلِ من در شعلهها خاموش رفت