دلگیر نیستم که دل از دست دادهام دلجوییِ حبیب به صد دل برابرست
در عشق جایی عظیم برای بداهه نوازی هست ، به شرطِ آنکه نواختن را بدانی ...
عشق در حوصله پیداست نه در های و هوی
کاش هیچوقت،مهر آدمی که سهم مون نیست به دلمون نیفته...
دوست داشتنت اگه جرم باشه من گناهکار ترین آدم روی زمینم
ما به کسی که نیست وفاداریم شما به کسی که نیست خیانت میکنید..؟
بلاتڪلیفی یعنی من نمی دانم بمانم به پایت یا بمیرم برایت...
مرا بپیچ در حریر بوسهات مرا بخواه در شبان دیر پا مرا دگر رها مکن ...
صلح را انسانهای ضعیف نمیسازند و پیروزی را دستهای لرزان به دست نمیآورند.
شمعی بس است ظلمت آیینه خانه را ... رنگین شود ز یک گل خورشید ، باغ صبح
دی ماهی قشنگ من تولدت مبارک بهترینم
همیشه قصه شب در همین خلاصه شده است تو غرقِ خوابی و من غرقِ آرزویِ توام
هرکهجزمنبود ازدیدارمانمایوسبود همتمراروداگرمیداشتاقیانوسبود...!
عشق یعنی من ِ سرمایی ِ تب دار و مریض ژاکتم را بدهم تا که تو سرما نخوری
ترک عادت مرضِ سخت و گریبان گیریست خواستم عشق تو را ترک کنم، باز نشد!
فکر کن! حبس ابد باشی و یکبار فقط به مشامت نَمی از بوی خیابان برسد
سال نفرین شده در قرن مصیبت یعنی هی زمستان برود، باز زمستان برسد
طبق قانون وفاداری به پایت سوختم طبق بند آخرش رفتی سراغ دیگری
تنِ تو معبدِ ستایشِ مَن است
ای گمشده در رویا جادو کن و پیدا شو من تشنه ی دیدارم آغوش مهیا شو
یه شب میرم قدم بزنم و دیگه برنمیگردم...!
دیدن خوشحالیِ اونایی که دوستشون داری حتی از خوشحالی خودتم بیشتر میچسبه!
تو استادِ ضربه زدن به روحِ منی
ادمای تخریب شده قوی ان! چون میدونن چجوری باید دَووم بیارن