بعضی مرگها را از برخی دروغها بهتر میشود تحمل کرد و پذیرفت!
اگه کسی رو از دست دادی اما خودتو پیدا کردی ، برنده ای
مرگ تو درست از لحظه ای آغاز میشود که در برابر آنچه مهم است سکوت میکنی...!
زمزمه کتاب ها شنیده نمی شود وقتی بلندگوها در دست بی خردان است.
با شیخ از شراب حکایت مکن که شیخ،تا خون خلق هست ننوشد شراب را...
جمعه و دلتنگی و پاییز و چشمی خیس اشک کو طبیب حاذقی تا درد ما درمان کند؟؟؟
یه جوری ببوسم که معلق شیم تو هوا
مثل یک رویای خوش پا گرفتی تو شبام
دلتنگ *تو* میمیرم گاهی
ما بی تو خسته ایم تو بی ما چگونه ای
خوب یادم هست پاییز بود و من کنار زخمهای چرکی انار عاشق شدم...!
کاش کاری کنیم که خستگی انتظار از تن چشم هایمان به در شود...
اوست گرفته شهر *دل* من به کجا سفر برم
تمام شب به تو فکر کردم صبح ستاره بود که از چشم هایم فرو می ریخت
میگویند فردا بهتر خواهد شد… مگر امروز، فردای دیروز نیست؟ دیروز چه کردید؟؟
زخم حرف کسی که دوسش داری هیچوقت خوب نمیشه...
پیشم نشین پیشم نشان ای جان جان جان جان
چقد تو مهربونی آخه
تو چه دانی که چه ها کرد نگاهت با من!
فرشته ها وجود دارن اما گاهی وقت ها بال ندارن بهشون میگن دوست
شیطنت های من دیوانه را جدی نگیر پشت این لبخند ها سی سال غم دارم رفیق!
گفتم از قصه ی عشقت گرهی باز کنم به پریشانی گیسوی تو سو گند / نشد
-هیچوقت ، هیچکس به اندازه ی من دوستت نخواهد داشت این تو ، این تمامِ آدم ها...
نهم اکتبر - هفدهم مهر روز جهانی پست گرامی باد