متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
موجها نامت را زمزمه میکنند،
و من بیصدا در آغوش دریا،
میان رویاهایم با تو قدم میزنم
چه مانده از ما
جز آرزو
که روی لبهی تقویم
خودش را
آهسته
میبُرد .
پیمانه به دست آمد و از خویش رها شد
هر جا که تویی، قبلهی حاجات همانجاست
پیرِ ده مستِ زر است و خطبهاش بوی ریا
کودکی گم کرده در کوچه، پدر را بیصدا
کودکی با چشمِ گرسنه، خوابِ فردا را فروخت
در خیابان، سهم خود از کودکیها را فروخت
نان به خون می رسد و درد فراوان ارث است ،
هر که فریاد کشید سرب نصیبش کردند
چون گلابی ز دلِ گل، به دلم خوشبو شدی
در بلورِ دلِ من، آینهی یکسو شدی
هر کسی راهِ خودش دارد و چراغِ دلِ خویش
زندگی بارِ دگر نیست، همان یکدمِ خویش
بیتو هر کوچه غریب است و دل از من خسته
با تو اما همهی شهر، به بهاری بسته
به یاد آور که بیمن، شکری نمیمانَد
که هر نبات به نخ، جانِ دوامم کردی...
چشمِ تو آینهی خورشیدِ دلآرامِ من است
هر نظر با تو، غزلهای شنیدن دارد 🕊
دل را
لبخندِ نرمِ تو
آرام میکند،
چنانکه
نسیمِ صبح
بر برگِ خستهی گل... 🍃🕊
بگذار که این زخم زبان باز کند
هذیان مرا از سرجان باز کند ....
اصلا بگذار درد به پایان نرسد
این درد زمین گیر به آبان نرسد...
بگذار که عشق مست و خرابم بکند
از درگه خود طرد و جوابم بکند .....
بگذار که عشق خانه خرابم بکند
مثل سودا زده ای محو سرابم بکند...
مرا ز یاد برده ای ای همه ی کلام من
سوخته شد بیت ها ازین خیال خام من .....
تیشه به جان تو زده است آه بلند سینه ام
رعشه به جان من زدی مستی نا تمام من ....
از جفایت آنچنان دلگیر و پریشان گشته ام
گر تو روزی در بهشت آیی جهنم می روم
هر دم،
که در هوای تو میگذرد،
نه تنها زندگی،
که جاودانگی را
به یادم میآورد...
تنم،
هر بار که در آغوشِ تو آرام گرفت،
فهمیدم جهان
برای همین لحظه ساخته شده است...
نه باده،
که نگاهِ تو مرا مست کرد؛
و هر واژه،
از لبخندت
جرعهای تازه نوشید...