متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
فرش قرمز دل را گشودم ،
قدم رنجه فرما
ای حضرت عشق !
لبخندت را
دریغ نکن
شایدهنوز بهانه ی
حال خوب کسی باشد
گر چه یار بسیار است،
اما نگاهم عاشقانه سمت توست...
گر چه بسیار است یار،
اما نگاهم عاشقانه سمت چشمان شماست...
چه زیباست
گل های دامنت
آمدنت
مرا یاد بهار می اندازد
ساعتِ دیواریِ اتاقم
از مرزِ انتظار گذشته است.
تو بیا
تا زندگی را
از علافی بیرون بکشیم.
آن پیچش زلف تو مرا کرده گرفتار.
آن چشم خمارت به تنم جان دگر داد...
آن سیه زلف پریشان
حاکم این دل دیوانه ی ماست، میدانی...؟
پیچ و تاب زندگی،
عمرا به پای پیچش زلف پریشانت رسد...
پیچش زلف پریشانش مرا دیوانه کرد،
ور نه دنیای من ویران پر از پیچیدگی ایست.
آن سیه زلف پریشانش مرا شاعر نمود.
ور نه این دیوانه دل را چه به شعر و شاعری...
هر چه گشتم کو چراغ
هر چه گشتم کو فراغ
گویم اش کافیست تا
دیوانه ام گیری سراغ
ز نابینا چراغ راه خود جستن، بدان ماند...
که بسپاری به گرگ بی صفت، چشمان آهو را
غیـر دلتنگی تـــو،
مونس و غمخواری مرا در این شب تارم نبود...
حال خوبم را، به اقیانوس آرامش آغوش تو مدیونم،
نمیدانی بدان...
تو آن زیبا نگاری.
که دل در حسرت آغوش تو جان میدهد سخت...
تمام راههای گم شدن را دوست دارم.
وقتی مقصد تمام راه ها به نگاه تو ختم میشود...
در دل نشسته مهر تو،
هر چند که از ما دوری میجوید دلت...
گر مرا لایق بدانی.
عاشق و مست و خمار چشم شهلای توام...
قرار بود در کنارت پیر شوم.
اما وصالت،
امانم را برید و پیر پیرم کرد...
باغ دل شخم مزن ،،،
بذرِ عشق کاشته ام ،
شاید سبز شود در بهار ،،،!
بِشِکن آینه را تا که پس از اینهمه سال
دستِ کم چندنفر مِثلِ تو پیدا بشود