متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
نسیم شبانه میآورد،
زنی مو شانه میکند ـ
بوی باغ گل!
کولهبارش را جمع کرد
وقت سفر نزدیک است ـ
پاییز عُمر!
هایکوهای ناصح ادیب،
از کلمه به کلمهاش -
شبنم میچکد!
دل میبَرد و پس نمیدهد
میسوزاند و خاموش نمیشود ـ
عشق!
عزادار وطنیام،
که هر روز ـ
بدبختیی تازهای دارد!
دستهای پرستو،
سپیدی را آباد کردهاند ـ
سمفونی بهار!
در اجتماع حاضر نمیشود،
تنهایی را دوست دارد ـ
گُل کاسنی!
شهرم روز به روز پهناور،
قلبم ـ
لحظه به لحظه تنگتر!
برکهی راکد،
فرشی بافته شده از خزه ـ
قور قور قورباغه!
نهالی بکار،
تا شاخههای بسیاری بدهد ـ
پس از نبودنم!
هدیهیشان میکنم،
دستانم را به زنی ـ
بِکَند سوتین!
عجبا که این پاییز،
به هقهق گریه نیافتاد ـ
هیچ ابری!
تا دود سیگار خاموش نشود،
صدای خوشی بلند است ـ
مردی در توالت!
زندگی زیباییهایش را،
از دست میدهد ـ
بیحضور زن!
نه نوشته میشود،
نه زبان دارد که سخن راند ـ
بوسه!