اگر دستم به ناحق رفته در زلف تو معذورم! برای دستهای تنگ، ایمانی نمی ماند
غم را به دل قشنگ ات راه نده من غم تو را هم خواهم خورد!
باز کرد/ دکمه هایش را ماه/درون شب/ گم شدیم
جهان سوم جایی است که مردمش به فکر “آمدن” یه روز خوب هستند نه “آوردنش”…!
اگر میخواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد، باور محال بودنش را عوض کن…
“بهانه” که تو باشى شنبه ام میشود شیرین ترین روزِ هفته …
یکی یه دونه ی من قشنگترین اتفاق زندگیم تولدت مبارک
همه ی ما روزی به کسی تکیه کردیم که قرار بود؛ بدونِ ما بمیرد !
لحظهای با تو نشستن به جهان میارزد ...
اصفهانباآنهمهوسعت شدهنصفجهان یکوجبقدداریوکلجهانمگشتهای
تموم دنیا هم بیان باز تویی انتخابم ...
دل رمیده ی ما را به چشم خود مسپار سیاهِ مست چه داند نگاهبانی چیست
میخندی و با خندهی تو غرق امیدم پس فکر گزافیست که همدرد نباشی... . .
یادم نمیکنی و ز یادم نمیروی ! یادت بخیر یار فراموشکار من...
تا نگاهم بکنی از هیجان خواهم مُرد آنکه با چشم خود آدم بکشد قاتل نیست
نفسم میگیرد... درهوایی که نفس های تونیست...
عشق یعنی یه دقیقه بغل کردنش تا یه هفته آرومت کنه ️️️
انگاری آمده باشی! عطرت پخش شده، در همه جا...
جمعه بی تو دلتنگی اش بند نمی آید!
جمعه همه چیز تعطیل است اِلا دوست داشتن تو
جمعه ها شرح دلم یک غزل کوتاه است که ردیفش همه دلتنگ توام می آید
میخام باشی و باشم تا دم مرگ
تهمت نالایقی بر ما زدی،باشد قبول در پی لایق برو،ما هم تماشایش کنیم
وُجُودَت تَسکینی ست بَرایِ قَلبِ پر از آشُوبَم ️️️