نگو خر بود بارش کردم نفهمید بگو معرفت داشت به روم نیاورد!
او که می رود بی هیچ بهانه ای... خیر که هیچ شرش کم باشد از روزگارت...!
دشتمان گرگ اگر داشت نمینالیدیم... نیمی از گلهی ما را سگ چوپان خورده !
ور گُل کند صد دلبری ای جان تو چیز دیگری... .
وقتی افسرده ای،تو افکارتو کنترل نمیکنی افکارت تو رو کنترل میکنن
غمگینه که بخوایش و نخوادت و غمگینترش اونه که بخوادت و دیگه نخوایش. .
روزی آید که دلم هیچ تمنا نکند
بهشت یعنى یک نفس عمیق در هواى تو....! ️️️
کسى باید پیدا کند مرا گُمم میان موج خنده هایت ... ️️️
زیاد بودَن بِ زیادی بودَن تَبدیل میشِه اَندازِه بودَنِتونو بِدونین
جهنم هرکس جای متفاوتیه ...
خورشید هر صبح یادآور این نکته است که میشود از اعماق تاریکی ، دوباره طلوع کرد ..
تاصبح دم/کوکو می کند پنجره/مرغ باران نمی خوابد
تا صدایت گوشهایم را نوازش میکند تار و سنتور و نی و آواز میخواهم چکار ؟!
رها کن عطر موهاتو دلم گم کرده راهشرو
به هیچکس در این دنیا وابسته نباش حتی سایه ات هنگام تاریکی تو را ترک میکند
دلم می خواهد با کسی آشنا شوم که از دست دادن من برایش وهم آور باشد...
اومدم با دلم منطقی حرف بزنم گفت خفه شو دوسش داری
هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست..
مینشینی در سکوتِ قاب عکس روی میز مرگِ هر روز اسیرت را تماشا میکنی...
یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل این بار اگر اصرار کنی وای به حالت
رهگذر داشت به لب سیگاری، گفت: آتش داری؟ من اشاره به دلم کردم و گفتم: آری ...
کاش دست دوستى هرگز نمى دادى به من آرزوى وصل از بیم جدایى بهتر است !
امشب مسافر اغوشش هستم پشت پایم آب نریزید بر نخواهم گشت