زندگی باختن است به کسی که دوستش داری...
من ... تو ..... یه دنیا آغوشت عشق از این زیباتر ؟!
دهان صبح پر از خنده دیدم و گفتم غنیمت است در این روزگار خندیدن
دی ماهی جان مهربانم تولدت مبارک
تولدت مبارک تو دنیای سفید و سیاه من تو رنگی ترین اتفاقی عشق قشنگم
در پاییزی ترین حالت ممکن جوانه خواهم زد اگر حال دلم را به دست خوش لبخندها بسپارم
هر جا که هستی، نگاهِ خدا سمتت عزیزترینم. زمستونت گرم، یلدات مبارک جانم...
یلدا کوتاه ترین شب سال است وقتی تو اینجایی
هنوز دیر نیست؛ هنوز صبرِ من به قامتِ بلندِ آرزوست ...
گردش سال فقط یک شب یلدا دارد من بدون تو هزاران شب یلدا دارم ...
و پاییز در انتظار زمستان بود و شب در انتظار روز و عشق در انتظار عشق..
آنکهرا خوبیکنیم،هارینگیرد آرزوست...
خاطرش نیست ولی خوب به خاطر دارم که در آغوش خودم قول نرفتن میداد
بیخیال زمستان آغوشت که باشد همیشه بهار است...
با من خیالت همره است امشب ...
گاهی گدایِ گدایی و بخت با تو یار نیست گاهی تمام شهر گدای تو می شود
من دلم فقط پیش تو گیره
دلتان شاد! ولی مشکلِ ما یلدا نیست با غمِ باقیِ ایامِ زمستان چه کنیم؟
من چنان غرق شدم در تو که پیدا شدنم ممکن نیست...!!
شیرینیات به کام رقیب است و تلخیاش عمری مرا به خلسهی بیداد میبَرَد...
اگر روزی بدست آرم سر زلف نگارم را شمارم مو به مو شرح غم شبهای تارم را
خوش تر از دوران عشق ایام نیست ...
خشکیده دریا میان نفت ماهی ، دودی شده
قَشَنگیِه عِشق اونجاشِه کِه کِِنارِش حالِت بِهتَرینِه