متن دلنوشته
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دلنوشته
امروز مینویسم برای دخترم...
دختری ک می توانست باشد،اما می دانم هیچوقت
دستان کوچکش ،پیچ وتاب موهای خرمایی اش آن چشمان درشت و ب رنگ شبش،یا شایدم درست مثل چشمان پدرش ،دوگوی قهوه دلربا میان آن صورت سفید و لبهای کوچک صورتی سهمم نخواهد شد...
دخترم خوب است بدانی روزی...
باورش نمیشد ک بالاخره بعد کلی انتطار عشقش برگشته باشه،،،دیگه خبری ع اون همه بی خوابی و دلتنگی نبود،حتی میتونست ع ته دل بخنده،،تموم وقتش رو با عشقش میگذروند...مشغول چت کردن با عشقش بود،،انگار با برگشتن عشقش دنیارو بش داده بودن،،،قربون صدقه های گاه و بیگاه دوباره از سر گرفته...
حواست هست چندوقت است ک حال ِ مرا نپرسیده ای...؟!
مگر یک احوالپرسی ساده چقدر زمان میبرد؟!
بیا و بپرس حالت چطور است؟!و من باز هم تمام درد ها و غمهایم را پشت چهره خندانم پنهان کنم و بگویم ؛خوبم جانا...:)
و تو هیچوقت نفهمی ک پشت آن خوبم گفتن...
اینو جدی می گم! پس خوب گوش بده!
به خودت، به طرز فکرت، به شخصیتت، همه ی آن چه که تو رو می سازه، احترام بزار!
بعضی وقت ها به حرف دلت گوش نکن. نذار هر چی اون میگه همون بشه و دوباره باعث شکستن غرورت بشه. نذار حرفایی رو...
شاید همین یک بار فرصت این را داشته باشی که آغازگر داستان خودت باشی و به آن واقعیت ببخشی. بیاییم به خودمان، به خودت فرصت تازه ی دوباره زندگی کردن را بدهیم و از افسوس های گذشته که چیزی جز آه کشیدن و یادآور روزهای تلخ برای مان نداشت، فاصله...