دل نزد تو است / اگر چه دوری ز برم
بی صورت او مجلس ما را نمکی نیست...!
ای خوش آن وقت که ما را دل بی غم بوده ست
خاک من زنده به تاثیر هوای لب توست
درد ها دادی و درمانی هنوز
آغشته ی آغوش توام آشفته ی عطر تنت و موهایی که مشکی بودند شب بودند
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست
ما با هم بهترین پدر و مادر دنیا میشیم مگه نه؟
تو مغناطیس دنیامی دلم دور تو میگرده.
چرخی بزن تاروزهای رفته برگردد توبرخلاف رسم دنیا خوب میچرخی . .
بگذار چشم های تو ، ثانیه شمار عاشقیم باشند !!
صداش کنی فقط بگه جانم نگاش کنی بگه دوست دارم تویی نفس همین و بس
شانه های تو قبله گاه دیدگان پر نیاز من شانه های تو مهر سنگی نماز من ...
خیال او چو ناگه در دل آید دل از جا میرود / الله اکبر
هزار تلخ بگویی هنوز شیرینی
من دلم پیش کسی نیست! خیالت راحت... منم و یک دل دیوانه ی خاطر خواهت...
هوای آمدنت ایستگاه را هوایی کرده است مرا ... بی هوا دیوانه!
به کسی کینه نگیرید/ دل بی کینه قشنگ است
بازار قم از قند لبت رو به کسادی است بیچاره نکن حاج حسین و پسران را
روی خود را بر نگردان ضعف میگیرد مرا دکترم گفته که من کمبود روی دارم کمی
عشق قهار است و من مقهور عشق
فدای حرف به حرف اسمت
این شاخ خشک زنده به بوی بهار توست...
دوستت دارم و این گران بهاترین دارایی ام از زندگیست