مرا در قرنیه ی چشمانت... قرنطینه کن !!!
ناز لب های تو دارد شهد فروردین عشق!
هوا خواه توام جانا...
تو هر جای جهان باشی برات از دور می میرم
حواست هست با تو خوشحال ترین حالت عاشق شدنم..
عید یعنی تو آغوش شوی من لبخند ،،،️
بجز ! غوغای عشق تو درون دل نمی یابم...!
خسته از عمری زمستانم بهارم می شوی...؟
گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت
تو مال منی..️ خودم کشفت کرده ام ...
تو نَفَس به نَفَس ....️ دلیلی شدی برای زندگیم!
. عاقلی بودم... به عشقِ یار دیوانه شدم!
. هم صحبتی تو در جهان مارا بس ....
جهانِ من آغوشی ست قدِ ما دو نفر...!
مثل بهار میماند آمدنت شکوفه بارانم میکند ...
مبادا یارب آن روزی که من از چشم یار افتم...!
دیگران دل میدهند من به توجان داده ام....
. ما قصّه ی دل، جُز به بَرِ یار نبردیم...
برسرش چتر گرفتم دیدم او خودش باران است ...
من فقط تشنه ی خندیدن لب های توأم..️
. دل من گِرد جهان گشت و نیابید مثالش..
بدهم تکیه به تو، شانه شدن را بلدی...؟️
قدمی به قلب من نِه... نفسی قرار من باش!
بی تو جهان چه باشد؟! آتش زنم جهان را...