شاد بودن تنها انتقامی است که انسان می تواند از زندگی بگیرد
زخمام که خوب بشه ... خیلیا رو زخمی می کنم
انتقام...؟ نه عزیزم وعده ی ما باشه روزی که دلتنگم شدی
نیستی و ببینی جای خالیت چگونه به من دهن کجی می کند...
گاهی نمی دانی از دست داده ای یا از دست رفته ای...
چه درونم تنهاست
بی وفا تر از روزگار ندیدم بی *تو* دارد می گذرد!
کاش به جای دلم گلویم تنگ می شد/ هوا نمی رسیدو خلاص...
سکوت سرد فاصله ها تنم را میلرزاند
بی تفاوت باش به جهنم !!مگر دریا مرد از بی بارانی؟؟
خواب چشمهایت رامیبینم اشکم دربیداری میریزد
وز پی دیدن او دادن جان کار من است...
چه کسی حرف مرا / درد مرا باور کرد؟ تو ...بیا با من باش
تنهایی ات گریه ات ... دیگر چه چیزی لازم است تا دل خدا بلرزد ؟
برانکارد آرام آراممیرفت خش خشِ برگها
می خواستم پر واکنی در من آبی ندیدی آسمانم را ...
دروغ چرا تنگه دلم منو بارون غم شدیم رفیق هم
تو را دوست دارم و این دوست داشتن / حقیقتی است که مرا به زندگی دلبسته می کند.
لحظه های زندگی هرگز تکرار ندارد...
زندگی پانتومیم است حرف دلت را به زبان بیاوری باختی
دو راهی فقط دو راهی بین لب و گردنت
مردم همه از خواب و من از فکر تو مست
من چه می دانستم دل هر کس دل نیست
ور تو پنداری مرا بی تو قراری هست... نیست!