وعده بوسه به صد مهر در آبان دادی هر چه جان کند تنم مهر به آبان نرسید
آبان با شکوه من! فردای بعد از رفتنت با ته مانده های پاییز چه کنم؟!...
آبان و آذر رفت، دی رفت و بهمن شد خانه تکانی کن، اسفند روشن شد
و بعد نوبت آبان رسید و بارانش شب عذاب و خیابان راهبندانش
شروع آذر من با تو شد بهاری کاش همیشه پیش تو باشم ، تمام آبان ها
پاییز جان؛ مهرت که به ما نرسید آبانت هم به غم گذشت دوست داری آذَرت را چگونه ببارم ...؟!
آبان توضیح نمی خواهد کلکسیونی از آدمای خاص
من متولد بیست و سه آبانم به رسم عادت تولدم مبارک پاییزی که بیست و سومین روز از آبان آن سهم من است
اتفاق خوب آبانم چه می شود بیفتی در آغوشم؟
حال خراب حضرت پاییز، مال من شأن نزول سوره ی باران، به نام تو تنها نه من به مهر تو، آذر به جان شدم دلتنگی دقایق آبان به نام تو.
آبان را به این می گذرانم تا پنجمین روزش تو را در میان باران و برگ های پاییزی تقویم پیدا کنم...
بی تو چگونه میشود آبان بیاید طاقت ندارم نیستی باران بیاید
آبان یعنی الف: آبی ب: بارانی الف: اسمانی نون: نمونه تولدتون مبارک آبانی های عزیز
به نام آن که آبان آفریدست که ماهی بهتر از آن کس ندیدست آبان ماهی جان تولدت خیلی خیلی مبارک
آبان ماهی جان تولدت مبارک
مهر را بر سر آبان بگذار مهربان می گردد من تو را با همه ی مهر به آبان دادم مهربان باش که پاییز بهارت گردد
بوی آبان می آید بوی کسی که دارد توی نسیم برای تو شعر عاشقانه می خواند!
بدون شک آغوش آبان ماهی ها هشتمین عجایب دنیاست... واردش که میشوی زمان برایت بی معنا میشود... آبانی یعنی فرمانروای احساسات...