به آخر می رسم بی تو ، به دیوار و شب و خنجر . بهارُ عشقُ دعوت کن به این تقویم ِخاکستر .
نگاهم کن ! بذار با تو تماشایی بشه دنیا
نگاهم کن که شب گم شه ! نگاهم کن که پیدا شم! . نگاهم کن ! نگاهم کن ! نذار تنهاترین باشم !...
با عشق ممکن است... تمام محال ها...
من با هر بار دیدنت با هر بار شنیدن صدات دوباره و دوباره عاشقت میشم ،عاشق بودنت ️️️
میشود اندکى برایت بمیرم! تا باورت شود؛ خاطرت را با دنیا عوض نمیکنم ️️️
تو کنارم باش من تمام شب های عمرم را تاب می آورم به امید صبحی که چشمانم به روی تو باز شود ... ️️️
در راهم سبز شو تا فقط دوباره ببینمت! همان گونه که ناخودآگاه در قلبم سبز شدی و تو را در وجودم دیدم! ️️️
هر کسی یک دلبر جانانه دارد من تو را ...
سوگند بدین یک جان ، کز غیر تو بیزارم ! جان من و جان تو گویی یکی بودهست ...
محبوبم ! زندگی من از روزی آغاز می شود که دل به تو سپردم.
صبح اینجوری قشنگه که با بوسای تو از خواب بیدارشم
بوسه برف کوه رابه هم ریخت بوسه باران زمین را غرق کرد تو بیرون نیا برف و باران را به گردن تو می اندازند ! ...
حس من به تو بیشتر از یه دوستت دارم سادس
تو تیکهای از قلب من نیستی همه وجودمی
تقصیرِ خودِ حضرت حق است که مستیم طراحیِ چشمِ عسلی، ایده ی او بود
دل من ماضی،بعید است *دل* تو اما،حال او باش..
با آمدنت فهمیدم قبل از تو فقط زنده بودم زندگی نمیکردم !
من نگاه از مردم این شهر می دزدم ولی آنکه را سیری ندارم از تماشایش تویی ️️️
دلم یک عشق میخواهد یک کلبه چوبی یک دوستت دارم ساده ویک ارامش ابدی که در اغوشت تجربه خواهم کرد... ودیگر هیچ....
ریتم خنده هایت را دوست دارم تو بین تمام آدم ها در این کره خاکی، تافته ی جدا بافته ای ️️️
عاشقانه ترین غزل است دستان تو که میپیچد میان موهای من ️ ️️️
دلم هوسِ بوی بهشت را ڪرده است گردنت را ڪمے نزدیک میآورے ؟ ️️️
چه لحظه ی قشنگیه اون لحظه که... من میگم نفس من کیه؟ و تو با تمام وجود میگی منم ...️ ️️️