گل گلنار گل گلنار گل گلنار گل گلنار تویی گل بی خار تویی عاشق و دلدار تویی عاشق و دلدار تویی
انار گونه هایت از شرم ترک برداشت وقتی دستانت را به آرامی گرفتم
سر داده به باد انار عاشق در باغ از کار گذشته کار عاشق در باغ “پاییز” نگو…! بگو که رستاخیز است با اینهمه سربدار عاشق در باغ
من برای تو تو برای من و یک شنبه ای عاشقانه برای ما
اگر قرار باشد میان روزهای هفته یکی را انتخاب کنم یکشنبه را انتخاب میکنم این روز یادآور تمام عاشقی هایم با توست خودت میدانی
حڪایت منو تو در ساعت صفر عاشقی مثل . . . ماه و برڪہ اسټ دوراز هم اما در دل هم
اسمت قسم راست منه
در سحر گاه سپیده جمعه آذر سرد کله پاچه بعد ندبه باتو می چسبد عجیب
دلم سفر میخواهد با حالی که خوش باشد لب هایی که بخندد دلی که آرام باشد شب موسیقی تو و جاده ای که هیچ پایانی نداشته باشد
لبامو چفت کنم رو لبای شیرینت
یاد آن شب که دلش را به دلم داد بخیر...
آن بهشتی که همه در طلبش معتکف اند من کافر همه شب با تو به آغوش کشم...!
چراغ از خنده ات گیرم که راه صبح بگشایم
بیا تا پای جان باهم بمانیم
غم را به دل قشنگ ات راه نده من غم تو را هم خواهم خورد!
باز کرد/ دکمه هایش را ماه/درون شب/ گم شدیم
ومَن اگر یِک بار دیگر زندگی کُنم هیچ چیز را تِکرار نمیکنَم جُز دوباره عاشق تو شدن را ... ️️️
شب زیباترین ترانه می شود وقتی اغوشت را به من میسپاری و مرا در بستر گرم اغوشت میفشاری... ️️️
“بهانه” که تو باشى شنبه ام میشود شیرین ترین روزِ هفته …
دل دل نکن ! بیا که زمان دیر میشود … امروز شنبه است و سرآغاز عاشقی …
شنبه ها بیا در آغوش بگیر مرا کمی ببوس و نوازشم کن تا هفته با خیال شنبه ها به اتمام برسد
صبحم عسل و ترانه و چایی شد روزم چقدر بکر و تماشایی شد هر شنبه که با نام تو کردم آغاز سرتاسر هفته غرق زیبایی شد
مرا با تار موهای خودت کشتی،دگر بس کن نیازی نیست در دستت مداد و سرمه دان باشد...!
لحظهای با تو نشستن به جهان میارزد ...