محبوب من غریب منم که چشم هایم به جمال مبارک تان روشن نمیشود ...
من برای داشتن تو نذر کردم
تو بهترین انتخاب واسه دوست داشته شدنی
با تو هوای زندگی ام فرق می کند ️️️
اگر دوستم داری همین حالا بگو همین حالا که چشمهایم را به لبانت دوخته ام ...
کاش می شد از علاقه هم عکس گرفت تا ببینی وقتی به تو فکر می کنم چقدر خوب می افتم
طوری در دلت می نشینم که کسی به غیر من جا نشود...
چقدر کلمات فقیر میشوند وقتی میخواهم برای چشمهایت شعر بگویم !
فهمم از جغرافیا آغوش توست
که می داند... آنچنان دوست اش دارم... که لب هایش... راه بوسیدنم را خوب میدانند
همین اندازه... کوتاه... و شاید... کمی بیشتر.... زندگی در عشق... تازه می ماند...
دست مرا محکم بگیر و ول نکن! من از بلندی روزهای بی تو می ترسم..️
هر چقدر عاشقی بلد باشم، خرج تو می کنم. بجاش تو برام فقط لبخند بزن...
در دلم خواستن مرگ کسی نیست، ولی کاش هر کس به تو دل بست بیاید خبرش!!!
رفتی ولی به یاد من خسته دل شبی هرجاکه شد به گوشه ی پیمانه زن لبی
هوا را می شود عوض کرد تو را هرگز...!
دوست داشتنت هر صبح در من طلوع میکند و این یعنی غروب تمام غصه هایم...
دست مرا محکم بگیر و ول نکن! من از بلندی روزهای بی تو می ترسم..️
این که روی همه را می نگرم، هیزی نیست خواستم دیده بفهمد تو فقط زیبایی!
از من مپرس چگونه ای امروز؟! تا او طلوع نکند همه روزهای من غروب جمعه است
تو میخندی و من بی قرار میشوم برای بوسیدنت...
ابر قدرت منم! برای اینکه تو مرا دوست داری
تو. اردیبهشت منی حالا هی بگو عزیزم میان زمستانیم...!
هرشب خیالت که می آید جوانه میزنم سبز میشوم