عطرِ آغوش تو زیباترین انقلابیست که هر شب در میانِ جانم عاشقانه کودتا میکند ... ️️️
برگرد مرا وادار نکن که میان خودم و تو را انتخاب کنم من همه چیز را کنار تو دوست دارم حتی خودم ..
اگر خوشبختی چهره ای داشت، اون چهره، چهره ی تو بود ️️️
رگ خواب دل شیداے منے .. جان دلم ! تو نباشے ... قد و بالا و لب و جان و تنم میلرزد !!
دُنیآرو بِمْ بِدَن میگَمّ نِمیْخوآمْ اَگ یِوَقتْ طُ نَبآشی توْش ️️️
سر و جانم به فدایت که چنین ناز سرشتی
از تو حرکت... از من دوست داشتن... برکت از این زیباتر...
اول اندر کوی او جز نقش پای ما نبود آخر آنجا از هجوم خلق، جای ما نبود
هر که از عشق تو پرسید ،به او گفتم شکر... پیش مردم،گله از یار؟! همینم مانده ست...
عاشقانه هایم را بخوان و بدان؛ دوست داشتن، نه عقل میشناسد، و نه منطق .. فقط یک من میخواهد، و یک تو ... ️️️
که حلقه یِ آغوشت سلسله یِ محکمی ست از جنسِ آفتاب، من روشنیِ را باور دارم...
نظر از تو برنگیرم همه عمر تا بمیرم
انتخاب من فقط تویی عشق جانم
تو همه جونمی جونم فدات
تنها این را می دانم که دوس داشتنت لحظه لحظه ی زندگیم را می سازد و عشقت ذره ذره ی وجودم را...
جریان دارد رنگینکمانی از عشق در رگهایَم مرا با هر باران به یاد بیاور.
انار سرخ دلم به پیشوازِ نگاهت ترک برداشت دانه دانه هزاران شد
صبح که می شود تو چکیده می شوی از سر انگشتان احساسم
بوسهِ بوسهِ تو را خواهم نوشت بر دفتر دی....
تو خودت هم نمی دانی یلدا باشد و نباشد من یک دنیا منتظرت می مانم
کافیست تو باشی من می شوم برف می شوم باران کنارت می مانم
دلم بارشِ احساسِ است بر گلویِ درد
غزل غزل شعر ست نگاهت ردیف کن قافیه چشمانت را بر وزن دوست داشتنم
من آرام آرام لبخند می زنم تو بلند بلند عاشقم می شوی