متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
گمان کردم که گلست،
اما تیغش
در دستم به جای ماند.
پیش از سنگ شدن
من چشمه بودم -
تو به زبان آب واقف نیستی!
روزگارم چنین روزهایی نمیشد
اگر شبی،
تو همنشینم بودی!
از هم متمایز نمیشوند
سیاهی ریحانه و
عطر گیسوانم!.
برای شکستن قلب
نیاز به چیزی نیست،
غیر از سکوت تو...
در قلب مترسک
نامهای هست،
ناخوانا!
حروفش گریهها کردهاند...
دیگر تشخیصشان نمیدهم،
سیاهی ریحان و
عطر موهایم را...
آبیاری هم نشوند،
سبز خواهند شد.
گلهای پیراهن شرابیات.
من و تو
دو روی یک سکهایم!
هر طرف که بیافتیم،
با ارزشیم...
درختی هستم
پر از گناه و خطا.
دعایم کن
تا بریزند از من.
ای که نزدیکـــ تر از مــن به منــی،
با خیالش همه شب تا به سحر بیدارم، میدانی.؟
در میان چشـم او هر چیز پیدا میشود،
عشق، آرامش، صداقت، دوستی، الی وفا...
زمین و زمان را به صلابه میکشانم.
اگر سهمم از آغوشت، تنها حسرت شود...
مهم نیست
صبح
چگونه می رسد
بودن دوباره ی تو
در کنار من
شروع زندگی است.
صبح و لبخند و پنیر و چای تازه دم
بی تو می جوشد دلم تا نیمه شب
مثل
لبخند تو
خورشید افق
بر لب خویش
سلامی دارد.
بخیر نمیشود شبهای پر از دلتنگی ام،
اگر آغوش تو پناه امن آغوشم نباشد...
خسته از عشق یکــ طرفه،
فقط واژه ها را به زبان می آورم...
انگشتانت را
هر کجای دیوار بگذاری
شکافی می شود به اندازه ی نبودنت