متن غمگین عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات غمگین عاشقانه
justfor5436
آسمان دل را محبوس کرده ام در تابوت
مثل یک مومیایی
روزی این بیکران اسیر، دل نام داشت قبل از اینکه تو بیایی
نداشت هیچ دردی بجز سوختن، آنهم در کنار تو
سوخت بینوا از نسوختن، نه گلایه ای کرد نه ادعایی
قاب عکسی روی دیوار
چشمانی به رنگ دریا ،
خاطراتی شیرین و
لبخندی فریبا ،
این است سهم من
از تمام نبودنهایت !
رفتی و جای خالی ات نمک است روی زخمهایم
بو و عطر پیراهنت مرحم دردهایم
به کجا می روی تا به کجا برسی؟
پاییز در راه است و
من در انتظار ،،،
برای باریدن
بهانه بسیار دارم !
آنقدر نیامدی که
ثانیه ها بی تو ،،،
پروانه شدند در
پیله ی انتظار !
دست از پا دراز تر برگشتم.
وقتی در جواب دوستت دارم تنها گفتی...
بیخیال گذشته ها گذشته،
قسمت نبود آغوشت سهم آغوشم باشد...
آن خرابهای،
که در کوچهی شماست -
دل بیچارهی من است!
چه بی رحمانه است زندگی.
وقتی قرار است با خاطراتش زندگی کنی نه با خودش...
هزار بار فرو میریزم
در تقاطعِ این خیابانِ سرد؛
هر رهگذری که تنها شباهتی دارد،
تیرِ خلاص است
بر قلبی که هنوز
در هوایِ تو میتپد.
سخت
می کوبد
کوبهٔ قلبت را
تا
در
بگشایی
به روی مسافری که
جز مِهرت
دینی
به گردن ندارد.
هــر گوشه ای
که می دَوَد چــشمانم
خالی است از تــو
خالی است از عشــق تــو
نــبودنت ریشه دوانــده است عــجیب
در ســرزمین قلبــم
افسوس !
که هیچگاه نخواهی فهمید
امــشب
چشـمهایم ابری است
و بغــض سنگینی
در نــگاهم نشسته است
چقدر دل کَندن از تــو
سخــت است
و دوریت تــلخِ تلخ
گویــی
غــروب آرزوهایم فرا رسیده است
آسمان دلم سرخ
همچون ســرخی چشــمانم
ای کاش !
باز هم می دیـدمت
و با طلوع چـشمانت
پــروانه ی وجـودم به رقـص...
عکست را
از تاقچه ی اتاق برداشتم
و
در تاقچه ی قلبم نشاندم
تا
گرد وغبارغربت
ماتش نکند.
وقتی
به غروب چشمانت می نگرم
می گریم
غافل از اینکه
تو از شرق برایم چشمک می زنی.
و آغاز نمودم روزی دوباره را بی تو
درد کشیدم ،زجر کشیدم اما تو رو ندیدم ،و به ناچار راهی کوچه ی خاطرات شدم با همان آهنگی که دوست داشتی با خاطره هامان گام برداشتم
از پشت پنجره چشمانم تو را در دور دستها نگریستم ،برایت دست تکان دادم ،اشک...
غمگینترین کنج جهان شد،
وقتی که تو ترکش کردی...
خانه!
بهانه ات باران بود
که
رفتی
کاش
یک دم به پشت سرت می نگریستی،
تا ببینی
چشمانم
پشت سرت آب می پاشد.
"آوازقو"
دیداربه قیامت ای یار سفرکرده
شکست بی توپروبال این پرنده
درخیالم باخیالت میشوم همراز
ندارم بی تودگر درسرهوای پرواز
کز کرده ام برشاخه ای خشکیده
چون پرنده ای از عقاب ترسیده
هرآن درخیالم کنم توراجستجو
خوانم آوازی به زیبایی آواز قو
در انتظار عشق مردن،
لذت بخش ترین و شیرین ترین انتظار دنیاست...
برای ماندن
نه
با غم بیا
ماندگار می شوی.
رفتی
و جا ماند
رد پایت
روی برفی که دوریت
بر موهایم نشاند.