گوش کن به حرف هایی که نمیزنم...
عاشقانه هایم تمامی ندارد وقتی تو دنیای منی
نه من از خود / نه کسی از حال من دارد خبر
هر شب منم و خیال جانان
سال هاست که تو را به دل آورده ام اما به دست نه...
با هر کس میشه خندید... ولی!!! فقط در آغوش یک نفر میشه گریه کرد
در جامعه ای که مردم از آزادی محرومند عشق / فرصتی برای تجربه کردن آزادی است.
دلم را پهن کرده ام تا پاییز را برایت ریز ریز کنم
این جا هیچ چیز سر جایش نیست حتا مد روی آه
طلعت * ت * تمام طالع * من *
در غربت مرگ بیم تنهایی نیست یاران عزیز آنطرف بیشترند
آه ... ای ماه ماهی تنها را تو به دریا برسان
بوته ها دویدند کدو تنبل ها بزرگتر شدند!
پاییز/چهار گوشه ی فصل ها/جنگ/سنجاقک ها/سینه خیز
دلم دریاچه غم شد دوباره بخوان ای دل محرم شد دوباره
تو همون موسیقی غمگین و قشنگی که هرچقدرم ناراحتم کنی باز نمیتونم ازت بگذرم.
غروب چکیده بر تن پاییز دور از...
پاییز و لکنت همیشگی تو بخواهی چیزی بگویی حرفی بزنی بالا نیاید
*تجرید* پرنده ای جا مانده در بال و پرش
با فاصله ای امن که آسیب نبینی بنشین و فقط شاهد ویرانی من باش...
گهی بر سر/ گهی بر دل/ گهی بر دیده جا دارد...
پاک نمیشود خونی که پاک است دست ات را به گردن دستمال نیانداز
فریزر هم بو می دهد
خدا کند که نباشد / کسی دچار کسی