دوست دارم دیونه با یک هزار بهونه میخوام همه بدونند تو هستی یکی یدونه
مجادله ، بذرِ شرّ است !
آرزوی داشتنت تنها خواسته ام از خداست ... ️️️
مات و مبهوت توام ماه تماشایی من️ ️️️
عشق قشنگم تو جون بخواه من میشم فدات قربونت برم یکی یدونم
خورشید اگر گم شود از عرصه ی عالم من دست تو گیرم به لب بام برآرم
دست در زلف تو بردم که شب آغاز شود حیف ! یلدای من این بار نشد طولانی
برگ ها گوششان را سپرده اند به زمین یلدا آخرین لالایی اش را خواهد خواند
آرام در گوشم بخوان آواز خود را بگذار مرد عاشقت خوشبخت باشد
غافلی از دردِ من، با آنکه احوالِ مرا کودکِ یکروزه داند، کورِ مادرزاد هم
شبیلدا سهمپاییزاستو شبهایبیتو،سهممن...
شب طولانی یلدا همهاش آتش بود خوب سوزاند کسی را که دلش گیر کسیست
بابا برای نان جان داد حالا فرزند برای نان جان داد
ماتم فرهاد کوه بیستون را سرمه داد من چه بی شرمم که دارم ترزبانی می کنم
یلدا شب چشمان توست یک عمر نگاهت کنم وقت کم می آورم
حرف من ، سوال من ، زمزمهی زیر لبه که چرا تو این حوالی، شب ِ یلدا هر شبه
متولد دی ماه یعنی متولد گرم ترین قلب در سرد ترین فصل سال...
مثل گیسویی که باد آن را پریشان می کند هر دلی را روزگاری عشق ویران می کند
با برگ ها نیامدی با برف ها بیا...
یکروز سمت شهر خودم کوچ میکنم با دردهای کهنه و غمهای بیشمار...
کاش میشکست این سکوت با صدای تو
لحظه ای با تو نشستن به جهان می ارزد
دست سردی وسط سوز زمستان بودی زود دلبسته شدن عادت دی ماهی هاست...
دردی عظیم دردی ست با خویشتن نشستن در خویشتن شکستن