چه گواراست این شربت زعفرانی اما تشنه از محله ما رفت عباس تعزیه
یاد تو می وزد ولی / بی خبرم ز جای تو
به خواب می روند همه ی خواب هایی که برایت می بینم
تلخ شد طعم شیرین شعرهایم افتاد شکست فنجان سفید گل مشکی
دگرگونه ام می نگارد گ ر م
بی تو انم!
دستم به دوست داشتنت بند بود حواسم پرت شد از دلم سر رفتی
بد ترین حالت یک عشق بلاتکلیفی ست...
انتخاب تو بهترین انتخاب قلبم بود... یه تار موتو به کل دنیا نمیدم عشقم
عشق واقعی اونیه که هیچوقت نتونی فراموشش کنی
بر آنم گر تو باز آیی که در پایت کنم جانی...
هیچ چیز به اندازه یک کوه شبیه پدر نیست
آنقدر شعر مرا خواندی و گفتی احسنت... فکرت افتاد که شاید تو دلیلش باشی؟
هیچ گل سرخی بی خار نیست، ولی خارهای بیگل فراوانند.
یاد بگیرید آدمو با کمبوداش دوست داشته باشین و گرنه آدم کاملو که همه دوست دارن
ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آن چیزی که بدان می نگری
️ارزش بعضی لحظات زندگی به اندازه کل زندگیست
خوشبختی میان خانهٔ شماست، بیهوده آن را در باغ بیگانگان میجویید.
تسلیم و رضا در برابر حوادث علاج ناپذیر، مهمترین توشه سفر زندگی است.
در انحطاط کنونی جامعه، هرکدام از ما سهم به سزائی دارد.
آغوش آغوش/می ریزند بدون بوسه/گریه ی درختان
چو شادم میتوانی داشت غمگینم چرا داری؟
خش خش صدای پای خزان است یک نفر در را به روی حضرت پاییز واکند
سقوطم از چشای تو چه مرگ شاعرانه ای میشه...