متن حقیقت
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات حقیقت
گاهی اوقات شرایط را با فکر کردن بیش از حد به مسائل خیلی جزئی پیچیده می کنیم،
در حالی که حقیقت کاملا واضح و مشخص در مقابل چشمان مان هست.
علیزاده
هیچ زیبایی قابل مقایسه با زیبایی حقیقت وجود ندارد.
در حضور دیگران گریه نمی کنیم
زیرا از درک نشدن می ترسیم
مدتی است اشک هایمان در خلوت هم جاری نمی شوند...
ما از درک کردن خودمان هم عاجز شده ایم!
-کتایون آتاکیشی زاده
یه حسی دارم این روزها
پرم ازحس دلشوره
یه حس مبهم وگنگه
یه کم تلخه یه کم شوره
نمیخوام هیچ کسوجز تو.
که قلبم باورت کرده..
ولی باور بکن عشقم
اینها تفسیره یه درده
نگم ازحال و از روزم
نگم از حس تنهایی.
نگم از حس اون بغضی..
که گریم...
من از خودم می پرسم چرا حقیقت باید ساده باشد. تجربه من کاملا خلاف این را به من یاد داده است، حقیقت تقریبا هیچ وقت ساده نیست، و اگر چیزی بیش از حد واضح و آشکار به نظر می رسد، اگر عملی به ظاهر از منطق ساده ای پیروی می...
قشنگی آدما تو
دلشونه نه صورتشون...
رابطمون با اطرافیان شده مثه رابطه ی صداوسیما و سریال گاندو، کلا یا می خوان سانسورمون کنن یا حذفمون... چه خبرتونه¿¡
نقاب دوستانه به چهرت می زنی و تظاهر به خوب بودن می کنی!
تظاهر به آدمی راستگو و دلسوز که فقط هرازگاهی از سر حسادت بر تمام وجود خودت و رابطه ی اطرافیانت آتش می زند! اما دریغ که این آتش، فقط درون خودت را شعله ورتر می کند، اطرافیانت...
آدم هارا به بهانه اینکه بدانند با خودشان چند چند اند تنها میگذاریم
مدتی بعد برمی گردیم و میبینیم از آنها منفیِ خاطرات باقی مانده!
نویسنده: کتایون آتاکیشی زاده
تشنه ام جرعه ای آب بده
سینه ای در شهر سوخته ، سوخته ام هوا کجاست ؟
آب کجاست ؟ طبیعت کجاست ؟
طراوت کجاست ؟
جوانی ، ایمان ...
تکه خالص مردانگی ام کجاست ؟
وقتی شنیده ها جایگزین دیده ها می شوند !
حقیقت کجاست ؟
قلب دنیا زخمی ست
قلب کره ی خاکی می لرزد
و قلب زمین ...
در تپش اضطراب می غلطد
و دنیایی که پر از سکوت سه بعدی ست
حقیقت با کدامین عقربه های ساعت
خود را آویخته است که پیدا نیست
هر دو نالان اند
زمین از لگد مال شدن...
☔️♡ ترساتو به اونی بگو
که زمان ترس، مراقبت باشه!
نه اونی که بهت بخنده و
جلو همه مسخرت کنه!
نویسنده: ریحانه غلامی
☔️♡ نوشابه بیشترش گازه!
بسته ی چیپس بیشترش باد!
دقیقا مثل کسایی که چیز زیادی
از خودشون ندارن و با تعریف و
تمجید بقیه بالا رفتن 👥
نویسنده: ریحانه غلامی