متن حقیقت
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات حقیقت
یه حسی دارم این روزها
پرم ازحس دلشوره
یه حس مبهم وگنگه
یه کم تلخه یه کم شوره
نمیخوام هیچ کسوجز تو.
که قلبم باورت کرده..
ولی باور بکن عشقم
اینها تفسیره یه درده
نگم ازحال و از روزم
نگم از حس تنهایی.
نگم از حس اون بغضی..
که گریم...
من از خودم می پرسم چرا حقیقت باید ساده باشد. تجربه من کاملا خلاف این را به من یاد داده است، حقیقت تقریبا هیچ وقت ساده نیست، و اگر چیزی بیش از حد واضح و آشکار به نظر می رسد، اگر عملی به ظاهر از منطق ساده ای پیروی می...
قشنگی آدما تو
دلشونه نه صورتشون...
رابطمون با اطرافیان شده مثه رابطه ی صداوسیما و سریال گاندو، کلا یا می خوان سانسورمون کنن یا حذفمون... چه خبرتونه¿¡
نقاب دوستانه به چهرت می زنی و تظاهر به خوب بودن می کنی!
تظاهر به آدمی راستگو و دلسوز که فقط هرازگاهی از سر حسادت بر تمام وجود خودت و رابطه ی اطرافیانت آتش می زند! اما دریغ که این آتش، فقط درون خودت را شعله ورتر می کند، اطرافیانت...
آدم هارا به بهانه اینکه بدانند با خودشان چند چند اند تنها میگذاریم
مدتی بعد برمی گردیم و میبینیم از آنها منفیِ خاطرات باقی مانده!
نویسنده: کتایون آتاکیشی زاده
تشنه ام جرعه ای آب بده
سینه ای در شهر سوخته ، سوخته ام هوا کجاست ؟
آب کجاست ؟ طبیعت کجاست ؟
طراوت کجاست ؟
جوانی ، ایمان ...
تکه خالص مردانگی ام کجاست ؟
وقتی شنیده ها جایگزین دیده ها می شوند !
حقیقت کجاست ؟
قلب دنیا زخمی ست
قلب کره ی خاکی می لرزد
و قلب زمین ...
در تپش اضطراب می غلطد
و دنیایی که پر از سکوت سه بعدی ست
حقیقت با کدامین عقربه های ساعت
خود را آویخته است که پیدا نیست
هر دو نالان اند
زمین از لگد مال شدن...
☔️♡ ترساتو به اونی بگو
که زمان ترس، مراقبت باشه!
نه اونی که بهت بخنده و
جلو همه مسخرت کنه!
نویسنده: ریحانه غلامی
☔️♡ نوشابه بیشترش گازه!
بسته ی چیپس بیشترش باد!
دقیقا مثل کسایی که چیز زیادی
از خودشون ندارن و با تعریف و
تمجید بقیه بالا رفتن 👥
نویسنده: ریحانه غلامی
☔️♡ خیلی از آدما تو تاریکی دنبال دستات میگردن تا بگیرنشون،
نه اینکه مراقب تو باشن، تا نترسی!
برای اینکه خودشون تو تاریکی از
تنهایی نترسن، دنبالت میگردن!
زود باورشون نکن... 🕸🦋
نویسنده: ریحانه غلامی(banafffsh)
☔️♡ یه روز از تو دوربین برات
دست تکون میدم و حالتو
میپرسم وقتی چند سال
پیش من و با دوس داشتنت،
ول کردی چون دنبال آدمای معروفی بودی که نگات
هم نمیکردن... :)
دیالوگ رمان بدون اسم
نویسنده: ریحانه غلامی
☔️♡ گفت: یه فیلم دیدم...
توش پسرِ انقد با حیا و سر
به زیر بود که نگو!
انقد خوبیاش و مذهبی بودنش
جذاب جلوه داده شده بود
که داشتم متحول میشدم، تا
اینکه دوستم عکسِ بازیگرشو
وقتی با پیرهن یقه گشاد و
شلوار چسبون پاره کنار چند
تا دختر، نشسته...
☔️♡ جا حیوونا و آدما رو
عوض کردن این غربیا :)))
تو کارتوناشون لباس میپوشونن
تنِ گاو و سگ و گربه و الاغ...
خودشون لخت میگردن جلو
دوربین و تو خیابونا :) ‼️
باز کنیم چشمامونو
نویسنده: ریحانه غلامی(banafffsh)
☔️♡ شعار میده: حجاب
بیشتر تحریک کننده س!
اون چادر باعث میشه بقیه
نسبت به بدن اون زن...
کنجکاو بشن و اذیتش کنن!
گفتم: نه اگه اون حجاب واقعا حجاب باشه!!! زنی که آرایش میکنه با چادر، دکمه هاش بازه، یکم از موهاش معلومه، ناخُناش بلند و براقه و با...
☔️♡ - چرا فُحش میدی؟!
+ چون آدمای شاخ اینجورین...
- چرا لباسات این شکلیه؟!
+ مدل شاخیه!
- این عکسا... آهنگا... فیلما...؟!
+ شاخا اینجورین!
- شاخا بدون لباس میان جلوی دوربین؟! شاخا حراج میزنن به قشنگیا و داشته هاشون؟! دل میدن به چرت و پرتای بقیه؟! یه جوری...