متن دوست داشتن
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دوست داشتن
ای فلک دست از سرم بردار من دیوانه ام
من شبی عاشق شدم بخشیده ام یارانه ام
ای فلک! جور فلک دل را فلک کرده همی
هست این چرخ فلک کج یا فلک کرده همی؟
کاروان! عاشق نشو آهسته راندن عیب شد
هرکه عاشق شد شدش کارش تمام و غیب...
تو را آنطور میخواهم که بیماری دوایش را...
تویی درمان و من بیمارِ بیمارم
تورا آنگونه میخواهم که باغی باغبانش را
تورا بی وقفه میخواهم.. تورا بی مرز میخواهم..
تو را آنگونه میخواهم که در فهم هم نمی گنجد..
تو ای معنای زیبایی..
تو را بسیار میخواهم 🌱❤
رعناعرب پیج...
چیزى به اسم جدایى وجود ندارد؛
این دروغ ماست.
این جا تنها حقیقت ممکن
دوست داشتن ست
دلتنگى ست
و انتظار
دوست داشتن..چیزی شبیه به گم شدنه..توی یه آدم دیگه؛حالا هرچی کسی رو بیشتر دوست داشته باشی..عمیق تر گم میشی...
یه جاهایی دیگه نمیدونی داری برای خودت زندگی میکنی یا برای اون...
حالا دیگه همون آهنگی رو گوش میدی که اون گوش میده..!
همون کاری رو انجام میدی که اون میخواد......
دوستت دارم ولی این دلیل نمی شود بعد دیدن کارهایت از تو متنفر نشوم،دوست داشتن در ذات من است و ایجاد تنفر در ذات تو،پس اگر میخواهی همیشه دیگران
دوستت داشته باشن دوستی را در وجود آنها خاموش نکن...
لایق تو کسی نیست جز آن کسی که :
تو را انتخاب کند … نه امتحان
تو را نگاه کند … نه اینکه ببیند
تو را حس کند … نه اینکه لمست کند
تو را بسازد … نه اینکه بسوزاند
تو را بیاراید … نه اینکه بیازارد
تو را بخنداند...
مهم تر ع فیزک و ریاضی و هندسه مهم دوست داشتن خودمون بود که مدرسه به هیچ کس یادش نداد🙃🥀
یادم بیاور برایت بنویسم که عشق را باید بی حساب اندوخت، اما با حساب خرج کرد.
و برایت بنویسم که هی بر این طبل پر صدا اما تو خالیِ \بی حساب دوست داشتن\ نکوبی.
که دوست داشتن حساب و کتاب دارد.
دوست داشتن حد و مرز می شناسد.
- حساب...
کاش دوست داشتن ها واقعی بودند
دوست داشتن هایی از جنس
من تورا دوست دارم توهم مرا
نه اینکه فقط من تورا دوست داشته باشم!
کاش بین دوست داشتن جاده ای بود
جاده ای دو طرفه که یک طرفش
به من ختم میشد و طرف دیگرش به تو.
نویسنده: کاژین...
من فقط یاد گرفتم هر کسی ارزش دوست داشتن را ندارد...
من میگم دوست داشتن ادما چیزی شبیه به گم شدنه،گم شدن تو یه چیزی ،یا یه کسی!
اینطوریه که وقتی یکی رو دوست داری...همه چیزتِ میشه اون آدم،از منِ قبلی ت فاصله میگیری،ناخوداگاه تیکه کلامت میشه مث تیکه کلامای اون،حرف زدنات،نگاه کردنات،یهوو به خودت میایی میبینی کلا یه ادمه دیگه...
زمستان بود ، زمستانی همراه با خاطراتی از تو که در قلب من یخ بسته بودند. با خود میگفتم این آخرین زمستانی است که تو خواهی دید ، ولی این برایم زیبا بود،که پایان من از سرمای زمستان نخواهد بود بلکه از سوز و سرمای خاطراتت خواهد بود.