متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
میدونی یکی از فانتزیام چیه؟
دوتایی باهم دیگه بریم تو یه جاده🛣
جاده پراز برگ های زرد و نارنجی پاییزی باشه...🍂🍁
وقتی راه میریم صدای خش خش برگ ها،سکوت بینمون رو بهم بزنه 😍🚶🏿♀
همینطور که داریم میریم،صدای یکی از آهنگ هایی که دوست داری هم درحاله پخش باشه ✿°•🎧•°✿...
دل من
از پیچ و تاب موهایت بالا می رود
بین چتری هایت مینشیند
در چشمانت حل میشود و دنیا را از دید تو میبیند
روی گونه هایت قدم میزند و با دستان نداشته اش ، اشک هایت را پاک می کند
دل من تمامِ تو را
عجیب دوست دارد...
وقتی از جلوم رد میشی...
اینجوری جلو بقیه نخند!
من میمیرم :)
بیمار توأم
برایم تجویز کن:
مهرِ دلت را ، برای قلب شکسته ام
گرمای دستت را ، برای لرزش دستانم
محبتِ نگاهت را ، برای چشمانِ بی فروغم
آرامش آغوشت را ، برای آشفتگی هایم
و بوسه هایت را ...
آخ بوسه هایت را ...
من ، برای درمانم فقط...
صبح 🌝تا شب🌛 پول 💰لازمه منو میبینه میفته یادِ دلار💵💸 و هی یادش میره چطوری😎 رفته چطور به باد داده پلا 🌉رو خیکی خسته عضلات شله تیریپ خز و لش کج کوله خودش درگیر عن 💩و الکله🍻 بعد میخواد مشکلِ منو حل کنه😅❌
بعضی وقتا وضعیت انقد قرمز نیست که آژیرو بکشن
اما همون آژیر وقتی به صدا در میاد خیلی از وضعیتا رو قرمز میکنه
پس یه وقتا بهترین کار سکوته و سکوت یعنی قهر
بعضی موقع ها هم همه چی هست بجز اونی که باید باشه مثلا یه بچه تنها که...
وقتی تو را دیدم، روزه ام شکست
نذر کرده بودم، به کسی چشم ندوزم اما
تو، آنچنان در چشمم نشستی
که ناخود آگاه، بر خالقت آفرین گفتم ای زیباترین کاردستی خالق بی همتا
حجت اله حبیبی
عکست را در دل ،عطرت را در جان ، ویادت را در قلبم، انباشته ام
و چهره ات را در وجودم کاشته ام
تا بر دهد و تمام شهر را از بوی تنت پر کند...
حجت اله حبیبی
این روزها
جوانه ای در قلبم روییده است
که نه عاشق است ونه عاقل
فقط مرا دیوانه زیبایشش کرده است، نمی دانم، باید ببویمش یا بجویمش یا از قلبم بشویمش،
اما عاشقانه دوسش دارم
نمی دانم از کدام تبار است که نم نمک جایش را در قلبم محکم کرده است.......
روز زیبایی است؛
روز تولدعاشقانه ات، درقلبم
مرور می کنم بودنت را
که برای دیدنت، حاضرم ،تا قاف پر بکشم ،تا جوانه ی عشقت، شکوفا شود....
وشعری زاده شود...
واشکی بغلتد بر گونه ام از شوق
اما صد حیف که مخاطب این زمزمه ی عاشقانه در گلستان ناز، جا مانده...
اگر یک بار در یابم
بهار فصل آغوشت
تمام شهر پرگردد
شکوفه
سر زند هرجا.....
حجت اله حبیبی
الف” از همه کَندیم هم “ب” بی تو میمیرم
“پ” پُر عشقی “ت” بی تو توهم میگیرم
“ث” ثانیه هام و “ج” جهان بی تو زشته
“چ” چالِ لپِ تو “ح” حقیقتاً یه عشقه
“خ” خیلی عزیزم “د” دوست دارم
“ذ” ذکر تو شده “ر” رمز و رموز کارم
“ز”...
تمومِ زیبایی های تووی دنیا
خلاصه میشه توو تو
من عوض نمیکنم با کل دنیا حتی یه تارِ موتو
دوس دارم من و تو توو اتاق تاریک
با بوی عود و نورِ شمع
بسازیم از اون شبایِ رویایی رو که
بدجوری توو مودشم
همه شب های بد رنگم ، صبح...
اون یه حسِ خوبه که من
هر شب تا صبح دارم
احتراممو نگه میداره
منو صدا میکنه سلطانم
هه ، خوبه در کل با من
میدونه اعتیاد به خیلی چیزا
حتی به گل دارم
هه ، البته قول دادم
پسر خوبی باشم جایی گیر نکنه قلابم
راست هم میگه خداییش...
وقتی که توو چشام میکنی اون
چشمای نازو باز بسته اش
انگاری شب میره کنار و ماه
میاد توو با دار و دسته اش
وقتی توو بغل من
فقط من ، واسه تو بهشته
بدون که روی قلبِ من بزرگ
اسمتو نوشته
وقتی لش میکنی توو بغلم با ناز و...
خودم که مقصدم بن بسته
خراب نمیکنم مقصد تو رو هم
آره خودم خواستم تنها باشم
چون یه کمی خستمه گلم
خسته اَ این شب بیداریا
خسته از این کوفتگیا
خسته اَ این زهرِ ماریا
بذار حالم خوب شه بیا
آخه دوس ندارم فازِ بد بدم
منو اینطور ببینی
میزت...