عطر کلام اهنگینت خورشید را تسخیر می کند ومن به لطف صبح بخیر هایت فاتح قله ی نور میشوم صبح من باتو یک حکایت شنیدنیست حکایت دو فنجان چای که هیچ وقت گرم نوشیده نمی شود..
همیشه از نگاه تو با تو عبور می کنم از اینکه عاشق توام حس غرور می کنم ️️️
تو همون عشقی که تو قلب من جاشه️ ️️️
بنگر چه آتشی زِ تو بَر پاست در دلم...
تو با یه نگات دل بردی از من حالا حساب کن یه عمر ور دلم باشی ️️️
در دل بینوای من عشق تو چنگ می زند شوق، به اوج می رسد صبر فرود می کند ... ️️️
طُ خودت خاص ترین نقطه احساس منی
هر کجا هستی هر کجا هستم هر چقدر هم که دور باشی هر چقدر هم دیر باشد تنها دلخوشیِ من دوست داشتنِ توست...
گاهی که نه...! همیشه عطر خواستنت ..,,, در هیاهوی آغوشم زیباترین وقت بخیرهای.، آغوش من است...
یه روزی میرسه که توی تنهاییامون، واسه اونی که خیلی دوستمون داشت، ولی رهاش کردیم؛ حسرت میخوریم…!
فکرم به منتهای جمالت نمی رسد کزهر چه در خیال ِ من آمد نکوتری ..
میپرسی از حالم عزیز تر از جان مگر میشود درکنار چیدن سیب لبخندهایت حال وهوای دل بد باشد..️
انگار با تمام جهان وصل مى شوم در لحظه اى که مى کشمت تنگ در بغل... ️️️
با خاطره های تو که سرسبزیِ محضی هر روز برای منِ دیوانه، بهار است ...!
فڪر ڪردن به تو تنها یڪ نتیجه دارد هر بار بیشتر عاشقت می شوم . .. ️️️
خنثی کردن بغض هایم کار هر کسی نیست .. تویی را میخواهد که به من تخصص داری !
دلبر جان لطفا بی اجازه بیا بی اجازه عاشقم شو بی اجازه نگاهم کن از آن نگاه ها که دلبرانه است عشق، بی اجازه اش قشنگ است...
صدایت ساز را می رقصاند و نگاه به لبانت بوسه را مقدس می کند ...!!!
گاهی دلم یک فنجان چای می خواهد ، فرقی نمی کند پر رنگ باشد یا کم رنگ داغ باشد یا سرد تلخ باشد یا شیرین فقط از دست تو باشد... ️️️
تورا ، آرام و تبدار️ میبوسم تاشعر سپیدم را باطنینِ نفسهایم مدال گردنت کنم ...
اَبعادِ آغوش ٺُؤ️ چهار دیوارےِ بهشتِ من اسٺ
دستی شو مرا بگیرلبی شو مرا ببوس..دلی شو مرا بخواه.. بگذار عشق نام دیگر تو باشد...️
سرانگشتانت را که می بوسم عشق جاری می شود در امتداد رگ هایم و شکوفه می دهد نگاهی که از عطر تنت جان گرفته است
ای کاش که امشب به درازا بکشد عشق چون موی بلندم که به دست تو کمند است..️ ️️️