با اینکه دارمت ؛ ولی باز هر لحظه میخوامت ... ️️️
دوست دارم دوست دارم با چه زبونی بهت بگم بگم که عاشقت شدم
دهنم تلخ شد از بی شکری ، بی عسلی ! تو شرابی و تویی قندِ مکرر ، جانا !
تو ماه منی که تو بارون رسیدی امید منی تو شب ناامیدی
من مات توام... شاه دلم باش
دلبسته شدن حس قشنگیست ولی نه بگذار که با بی کسیام انس بگیرم
چه رسم تلخی ست تو،بی خبر از من و تمام من،درگیر تو !
چو تو خنده بر گشایی زلبت نبات خیزد چو تو خنده بر گشایی
نگو که شب شده راحت بخواب، راحت نیست! که بی تو این دلِ تنگ و خراب راحت نیست
و چه صبحی بشود لحظه تابیدن توُ ... ️️️
آذر آمد که روی لبهای پاییز انار بگذارد
بی تو جهان یک جای خالی بیشتر نیست تابوده این بوده همیشه یک نفر نیست..
به گمانم شب را وقتی که خدا دلتنگ بود آفرید ...
در چشم بلبلان ای گل یگانه ای در شاخسار عمر شاخ زمانه ای
و تو بکرترین منظره ای مثل درخت پرتقال که در پاییز به بار نشسته باشد
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد ؟ خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
و پدر کسی است.. که خم شد کمرش، تا خم نشود خنده ی تو !
دعای خیر مادر قرص زیر زبانی ست وقتی که روزگار قلبت را به درد می آورد.
چشم و دل دانی چه خواهند این حوالی؟؟؟ بودنت را ،دیدنت را ، قانعم حتی کمی...!
و چشمانت سرآغازی بود برای دوباره زیستن
من عاشق تنهایی ام تنها بشم اما تو باشی
از صبحِ ناب پُر شده ام در من یک جرعه آفتاب نمی نوشی ؟
میگن نارنگی چون پوستش زود کنده میشه پیش مرگ همه میوه هاست! نارنگیتم هلو.
امروزبهترین ساعتموشکستم،چون لحظه های بی توبودن رابه رخم میکشید