در پیچ و تاب فکر من می چرخد ناز نگاه تو واین را می بیند خدایی که عاشقتر است ازما به ما...
تو عادت منی ترکت نخواهم کرد...
صحبت از ماندن یک عمر بماند به کنار قدر نوشیدن یک چای بمانی کافیست ...
گفتی از لیمو و انگور و انارت وای وای، هر زبانی بی شک از وصف جمالت قاصر است
دو سه کیلویی بچینم میروم... لیمو، انار لامروت عینهو بقالیِ مش باقر است
مشکل شرعی ندارد بوسه از لب های تو میوه ی بیرون زده از باغ حق عابر است
حال اولین قرار و دارم بی قرار و بی قرار و بی قرارم...
در من بدمی من زنده شوم یک جان چه بُوٙد صد جانِ منی...️
جای ساعت صدای تو هر صبح بیدارم می کند ؛ هراسی از چرخش عقربه ها نیست بگذار صدای تو مُدام زنگ بزند . . . ️️️
عاشقم بر نامِ جان آرامِ تو...️
گفتی دوستت دارم و من به خیابان رفتم ، فضای اتاق برای پرواز کافی نبود
-دوسش داری؟ +نمی دونم دوست داشتن چه شکلیه ولی وقتی نیست انگار هوا برا نفس کشیدن ندارم ! ️️️
غیر رویت ، هرچه را که ببینم سوی چشمم کم میشود ️️️
بجز تو در همه گیتی دگر جانان نمیدانم.... ️️️
از ماچ رو پیشونى بهتر اونجاست که موهاتو از رو پیشونیت میزنه کنار ️️️
برایش مثلِ لباسی شُدهاَم، که خاطرههایِ زیادی از آن دارد؛ امّا دیگر اندازهاَش نیست. نه دلش میآید دورم بیاَندازد... نه میتواند بپوشدم ️️️
بجز وصال تو؛هیچ از خدا نخواستهایم که حاجتی نتوان خواست از خدا جز تو ️️️
زمستان یک تو میخواهد یک تو که دستانش را بشود بی هیچ دلهرهای گرفت یک تو که بشود این خیابانهای یخ زده را گرم قدم زد
دلبر و یار من تویی رونق کار من تویی
خرابم میکنی اما خرابی با تو می ارزد!
حالی خیال وصلت خوش میدهد فریبم ...
از بلندایِ نگاهِ تو فقط پرواز و پرواز و پرواز نه محضر لازمه نه حلقه اما تویی مَحرم، تویی همدم، تویی همراز...
هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد وین طبع که من دارم با عقل نیامیزد...
لمس نفس هایت️ ضربان قلبم را به شماره مےاندازد تو آرام آرام نفس بکش من لحظه به لحظه دیوانه ات مےشوم....️ ️️️