جهان اگر برپاست، هنوز کسی کسی را دوست دارد؛ اگر چه دیر اگر چه دور ...
باز آی دلبرا که دلم بی قرار توست وین جان بر لب آمده در انتظار توست
عجیب بوی تو را میدهند دستانم _کسی که هیچ کسی مثل او مقدس نیست_
آذر آمده که روی لبهای پاییز انار بگذارد و او را به دستهای یلدا بسپارد
و من... در چشم او... زیباترین مرد جهان را دیدم... و این... معجزه ی نگاه او بود... نه زیبایی من...
معنای زنده بودن با تو بودنه️ ️️️
نمیدونم دوست داشتن چه شکلیه ولی وقتی که پیشم نیست ... انگار هوا برای نفس کشیدن نیست ️️️
تنت تلاطم نُت هایى ست که در من پیچیده موسیقى این شعر شبیه آغوش توست... ️️️
عشق همین است همین که یک ذره از تو میشود تمام من ️️️
داشتنت با تمام نداشته هام برابری میکنه ️️️
بجز تو... هیچکسو نمیخوام... تو همیشگیِ منى... ️️️
حرف هایمان را زدیم و چای مان از دهن افتاد چراغ های کافه را هم که خاموش کرده اند و هنوز زیباییت بند نمی آید...
عاشقانه دوست داشتنت تنها کار عاقلانه ای ست که از دلم بر می آید
چه داری در عمق چشمانت که اینچنین جان مرا به اسارت می برد
غُربت کسی نباش که وطن دیده تو را...
خوشبخت ترینم چون تو رو دارم آرام جانم همیشه کنارم باش
به کمال عجز گفتم که به لب رسید جانم ز غرور و ناز گفتی که مگر هنوز هستی
خیلی ها شاعرند بعضی اما، خودشان شعرند حرف هاشان، نگاه شان حتا: وقتی به شان فکر می کنی!
شعر تو هستی که مرا غرق ترانه کرده ایی... رخوت دنیای مرا چه عاشقانه کرده ایی
آبان توضیح نمی خواهد کلکسیونی از آدمای خاص
بارها در دادگاه تو اعتراف کردم که دوستت دارم عزیز آخر این چه محکمه ایست که که حکم حبس شدن در زندان تو را صادر نمی کند
چشمانت زندان گوانتاناماست نازنین بی اعتنا به حقوق بشر…
قدرت واقعی یک مرد، میزان لبخند زنی هست که کنارش نشسته! ️️️
♡ چشم های تُو زادگاه خورشید است نگاهم که می کنی صبح در دیدگانم حلول می کند روشن می شوم نور می گیرم و در تقویم باغچه خیالم روزی دیگر رقم می خورد ️️️