ندیدم در جهان بهتر ز مادر سر و جانم همه بادا فدایت
مادرم گفت : که عاشق نشوی ، گفتم چشم ... چشم های تو مرا بی خبر از چَشمم کرد . .
پدرم گفت که عاشق نشوی فرزندم مطمئنم پدرم مثل تو را کم دیده
چون دوستت دارم ، راهی پیدا خواهم کرد تا نور زندگی تو باشم حتی اگر در تاریک ترین و دلگیر ترین حال خود باشم
تمام آن چیزی که دربارهی تو در سرم هست، دهها کتاب میشود! اما تمام چیزى که در دلم هست، فقط دو کلمه است : دوستت دارم
نبض نگاهت را به گل های دامنم سنجاق کرده ام از سایه ها که بگذری خواب هایت پر از سپیده ی صبح می شوند.
پاییز را باید با چشم های ” تو ” نگاه کرد ! وگرنه برای من دیگر عاشقانه نیست این رنگ های پژمرده ی خیابان ها
چه زیباست ماه آذر ماه، اذر را دوست دارم چون تورا دوست دارم آذری بودنت را عاشقانه میخواهم تولدت مبارک همسر آذری من
زیباترین تولدها، آنهاییست که در رویا برای کسی میگیریم که عاشقانه دوستش داریم ، بهترین دلیل برای زندگیم تولدت مبارک
شب ها نور ماه در چشم تو می درخشد شب بخیر هایت ماه آسمان را برای من روی زمین می آورد
نجوای انگشتانت را دوست میدارم ، آن زمان که در وطن آغوشت آرام میگیرم ...! ️️️
آخ از این بوسیدنت تنها انرژیِ تجدید پذیر زندگی ام ️️️
انگار به جای خون ، توعه لعنتی تویِ بدنم جریان داری نیازت دارم واسه هر ثانیه ام! ️️️
من صیدِ دیگری نشوم ، وحشیِ توام
هر لحظه آغوشم تورا میخواهد شرمنده که کودک درونم بغلی است ️️️
من بگردم گرد آن یاری که میگردد پی ام..
حتی اگر هرگز بار دیگر تو را نبینم احتیاج دارم بدانم که جایی در این شهر کثیف ترسناک در گوشه ای از این جهنم سیاه تو هستی و مرا دوست داری ... ️️️
جانی که داشتم من، شد محوِ عشقِ جانان!
از این به بعد همه ی قرارهایمان یاآغوش تو، یاآغوش من .... ️️️
اینقدر ورق های زندگی ام را به هم نریز حکم همان دل است که فقط برای تو می تپد ️️️
شدم عاشق به بالای بلندش که کار عاشقان بالا گرفته است نسیم صبح، عنبر بوست امروز مگر یارم ره صحرا گرفته است؟
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو ️️️
حریمِ خصوصىِ قلبم حضور داری...! امن و آرام... ️️️
در دل بینوای من عشق تو چنگ میزند شوق، به اوج میرسد صبر فرود میکند ... ️️️