متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
از دو صد رنگی به بی رنگی رهیست
رنگ چون ابرست و بیرنگی مهیست
از وصف زیبایش فقط این نکته
که به حد اش نمیزنند قاضیان هرگز
حتی به کشتار اجدادشان
اگه روزی بر سرمزار من آمدی
برایم فاتحه نخوان
من حتی روحم هم
نیاز به نوازش کسی ندارد .
از چشمه ی مست نگاه تو، هرازگاهی
ای کاش می گردید لبهای بیابان تر.
مانده ست تنها نیمی از رخسارِ تو باقی
دیگر مشو ای ماه پشت ابر پنهان تر!
پس لرزه ی پی در پی چشمت ،دلم را از-
ویرانه های ارگ بم کرده ست ویران تر
از دست خط موج بر پیشانی ام گشته ست-
روشن، که دارم حالی از دریا پریشان تر
بی تو شده اوضاع دنیا نابسامان تر
حتی شده از شعر من سر در گریبان تر
از وقتی گرانی آمـבه است.
בیگر ڪسی خریـבار قلب ما نیست.
בر سیه چشمان او בنبال چیزی نیستم.
غیــر از خـבای قلــب خـویـش...
همین یـڪ בانه جان بوב בر تن مـا،
ڪه آن هم از فراق و בوریت ترڪ مـا ڪرב...
ز בنیا زین جهان تنها همین جان سهم مـا شـב.
ڪه آن هم تا سیه چشم تـو را בیـב ترڪ ما گفت...
شب اگر مملو از یاב و خاطره و בلتنگی نباشـב،
شب نیست ڪه... هست..؟
راه نجاتی نیست مـرا.
وقتی چشمان تــو בامی ایست بزرگ برای قلبم.
یاב گرفته ام نجنگم..،
برای هر چیزی ڪه سهم من نیست.
حتی آغوشت...
دزدیده نگه کردم ، آن چشم سیاهت را
اینگونه شدش آغاز ، این قصه پر غصه
رنگها را
تو بہ جهان بخشیدهای ،
اگر نبودی تو
بی گمان سیاه و سفید میماند این جهان...
زمین لایق عشق تو نیست وقتی ستارگان عاشق چشم های تواند.
از پچ پچ ابرها در گوش زمین فهمیدم که عشق هنوز زنده است.