متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
شب،،،
عجب حکایتی عجیبی دارد،
آدم را وادار به فکر کردن
به انهایی که عزیزند میکند...
یه شبی خاطره هات قند تو دلم آب می کنه
شب دیگه خاطرات تلخ تو قاب می کنه
آزادی برادری دارد به نام « مسئولیت »
که کمتر کسی
آن را می شناسد
ثانیه هایِ بی تو بودن
حبس در رویآ
مرگ با من میرقصد.
حال من حال اسیریست که هنگام فرار
یادش افتاد کسی منتظرش نیست، نرفت.
قوّتِ جانِ منی، دور مباش از بَرِ من، نئونِ من~m~...
من و تو
همیشه با هم بودیم..
تقصیر زمان بود،
که از قافله عشق
جا ماند
به آفتاب گردان ها می اندیشم..
هر کدام پرتر باشند،
زودتر سرشان را از دست می دهند..
خلوت ِ شب
خودکشی کرد،
مسلسلی که کودکی را کشته بود..
سلام ای شادی بیسبب
من از نهایت اندوه
روزنهای به تو یافتهام
که رنج را پایان دهم...
دل ک بعد از دیدنت دیگر به جایش بند نیست!
عقل هم با دیدن چشم تو مجنون گشته است
به چه می نازی ؟
وقتی فرجام هر شکوهی خاک است،
پس تا زنده ای
خاکی باش..
دل من مثل یه شیرین تورو کوهکن می کنه
دلتو مثل یه فرهاد عاشق من می کنه
سمت چپم رود..
سمت راستم کوه..
و من در این وسط سرگردان
به نوری دل بسته بود،
که در تاریکی
با عصا راه می رفت...
حقیقت فانوسی است در محاصره شب،
دنبالش کن
به خورشید می رسی
در دلم، عالمی است در سینه نهان،
کوچک اما گران، بیهیچ نشان.
گر شوی دلبسته دامان پر مهر رضا(ع)
به خدا می رسی از سایه مولا به خدا
دنیانی آشوب گوتیرسه، جو قاتیشسا، یئر آچیلسا
حتی بیر نارین جیزیلماز بیر کسی کولجنده قالسا
ای آسمان نشین
گاهی به زمین نگاه کن
غم هجرانت این پایین بیداد می کند..
تو برمیگردی عاشق تر از همیشه ولی من دیگه اون دختر 17ساله نیستم ..
باران که آمد
پیراهن گلدارت را بپوش
چند وقت است دل
هوس بهار کرده است