متن آریا ابراهیمی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات آریا ابراهیمی
بریدی
بریدم
تو از من
من از خود
بریدی تو از من ،
بریدم من از خود
تراژدی یعنی نسل ما
زندگی رو آغاز نکرده
پیر شدیم...!!
تراژدی
یعنی نسل ما که ،
زندگی رو آغاز نکرده
پیر شدیم ...!
و کسی در انتظار
باران خشکید...
روز
آنتراکت شب است
آغوش آسمان باز است
درمن
پرنده ای فوبیای پرواز دارد...
رد پایت به پایان رسید ،
.
اثری از تو نبود
در پس هر کامیابی ،
رد پایی ست
از تلاش...
آریا ابراهیمی
گزاف نیست
گر بگویم ،
ارحم الراحمین
است مادر...
امروز یکی شبیه تو را دیدم ،
رفتم به روزهای رفته ،
پیر شدم لحظه ای
از خاطره
آریا ابراهیمی
خساست در محبت ،
بدترین نوع خساست است...
تردید و ترس دزدان آرزوهای شما هستند ، با شجاعت رویاهایتان را در آغوش بکشید...
آریا ابراهیمی
نقش می شود
بر سنگ فرش دل
حرکات موزون
خاطرات
برگ
برگ
فریاد...
به پاییز می مانند
می شنوم
می شنوی! ؟
خاطرات
برگ برگ
بر سنگفرش دل نقش می بندند
و فریاد می زنند نامت را ...
خلوتی
با خودم
آرزوست...
من
نیست ترین
هست جهانم...
و کسی
آرام جان است
اویم آرزوست...
آریا ابراهیمی
بیشعورها با عقربها یک وجه مشترک دارند ، هیچ جنبده ای از نیش آنها در
امان نیست...!
آریا ابراهیمی
یاد آوری ایرادات به یک آدم بیشعور ؛ مانند تکان دادن پارچه ی قرمز برای گاو مسابقه می مونه ، هر لحظه باید آماده ی حمله اش باشی...
آریا ابراهیمی